تشریح چشم گاو

گیاهانتک لپه ها و دو لپه ها

 گياهان تك لپه اي و دولپه اي

عکس 98 -سرور 27عکس 98 -سرور 27عکس 98 -سرور 27عکس 98 -سرور 27عکس 98 -سرور 27ریشه

ریشه عضوی از گیاه است که معمولا در داخل خاک قرار داشته، املاح محلول و آب را برای تغذیه گیاه از زمین جذب می‌کنداولین ریشه که در جنین دانه ساخته می‌شود. ریشه‌چه ، رادیکال یا Rootlet گفته می‌شود. این ریشه ، ریشه اولیه یا اصلی در بازدانگان و اکثر دو لپه‌ایها می‌باشد. به این نوع ریشه که نسبت به ریشه‌های فرعی درشت‌تر است

سیستم ریشه راست یا Tap root گفته می‌شود. در این گیاهان ریشه اولیه در طول زندگی گیاه ، باقی می‌ماند و تولید ریشه‌های جانبی می‌کند. سیستم ریشه‌ای در گیاهان تک لپه‌ایها و نهان زادان آوندی از نوع نابجا Adventitious. Root می‌باشد. در این گیاهان ریشه اولیه مدت زمان کوتاهی فعالیت دارد، بلافاصله ریشه‌های نابجا از گره های پایین ساقه ، تولید می‌شوند. این ریشه‌ها تقریبا یک سیستم یکنواخت ، تشکیل می‌دهند که این سیستم ، سیستم ریشه افشان fibrius root System می‌گویند. این ریشه‌ها رشد ثانویه ندارند.

ساقه

 عکس 98 -سرور 27عکس 98 -سرور 27عکس 98 -سرور 27

شکل کلی ساقه مخروطی شکل است. یعنی در ناحیه ای که در سطح خاک قرار دارد. قطر بیشتری دارد و در انتها باریک است .ساقه در زندگی گیاه نقش های مختلف و بسیار مهمی دارد که عبارتند از : نگهداری ، هدایت ، تولید بافت های جدید و اندوختن مواد فتوسنتز را بر عهده دارند. ساقه به گیاه استحکام می‌بخشد و برگ ها را بوسیله شاخه‌ها در سطوح مختلف نگه می‌دارد. گل و میوه نیز به گونه‌ای روی شاخه‌ها قرار دارند. ساقه مسیر انتقال آب و نمکهای کانی از ریشه به برگ هااست. ساقه‌ها را از نظر محیط زندگی به سه نوع تقسیم می‌کنند. ساقه‌های آبی ، ساقه‌های هوایی و ساقه‌های زیرزمینی. ساقه‌های هوایی و زیرزمینی بر حسب طول عمر ، نوع گیاه و نیاز به حفاظت در برابر تغییرات اقلیمی محیط و نحوه رشدبه چند نوع تقسیم می‌کنند                                                                  ساقه بازدانگان و دو لپه‌ایهای چوبی: گردو ، سیب ،کاج ، بلوط                                                                   ساقه گیاهان دو لپه‌ای علفی : لوبیا ، نخود ، آفتابگردان ، شمدانی                                                                    ساقه گیاهان تک لپه‌ای : ذرت ، جو ، گندم ،مارچوبه، نخل                                                                 ساقه‌های تغییر شکل یافته : ساقه زیرزمینی سیب زمینی ، پیاز ،                                                 ساقه خزنده توت فرنگی         وزنبًق

برگ

عکس 98 -سرور 27عکس 98 -سرور 27عکس 98 -سرور 27عکس 98 -سرور 27

برگ كارخانه غذا سازي گياه است.بيش ترين مقدار سبزينه (كلروفيل) در برگ ذخيره شده است. برگ در گياهان مختلف به شكل هاي بسيار گوناگون ديده مي شود ولي كار اصلي برگ در همه گياهان تقريبا يكي است. سلوهاي وسط برگ از راه روزنه، كربن دي اكسيد هوا را براي عمل غذاسازي و اكسيژن را  براي تنفس مي گيرند. گياهان كربن دي اكسيد را براي فتوسنتز و اكسيژ ن را براي تنفس نياز دارند. رگبرگ ها، آب و مواد معدني لازم براي غذاسازي گياهان را از طريق ساقه به برگ مي رسانند. رگبرگ ها مجموعه اي از آوندها بوده و به آوندهاي ساقه و ريشه متصل اند.اجزاي برگ: 1 – رگبرگ 2 – دم برگ 3پهنك

مواد رنگي موجود دربرگ –1 سبزينه (كلروفيل) به رنگ سبز2-گزانتوفيل به رنگ زرد 3--كاروتن  به رنگ نارنجي

زردشدن برگ ها در پاييزبه این علت است که سبزينه تجزيه مي شود ولي دو ماده رنگي ديگر باقي مي ماند.

مواد غذايي توليد شده در برگ از طريق آوند آبكش به جوانه ها، گل، ميوه و ساير قسمت هاي گياه برده مي شود

دانه

عکس 98 -سرور 27عکس 98 -سرور 27عکس 98 -سرور 27عکس 98 -سرور 27عکس 98 -سرور 27عکس 98 -سرور 27

اجزای دانه رسیده

مغز دانه جنین دارای مواد اندوخته است که هنگام رویش دانه مورد استفاده قرار می‌گیرد. مجموعه جنین و بافتهای اندوخته همراه آن مغز دانه را بوجود می‌آورد پوشش های تخمک در بیشتر دانه‌ها سخت ومحکم می‌شوند و پوست دانه را تشکیل می‌دهند پوست دانه معمولاً نازک است مثل لوبیا سبز اما ممکن است به صورت ضخیم شده باشند مانند فندق برزیلی. یاخته آندوسپرم از ترکیب هسته ثانویه با یکی از دو یاخته نر در کیسه جنینی تشکیل می‌شود. یاخته آندوسپرم نخستین به سرعت تقسیم می‌شود و بافت آندوسپرم را بوجود می‌آورد.این بافت با مصرف کردن خورشید رشد کرده و از مواد ذخیره‌ای سرشار می‌شود. که این مواد بعدها به مصرف تغذیه جنین می‌رسد. جنین پس از انجام لقاح ، یاخته تخم مدتی بدون فعالیت باقی می‌ماند. زیرا شروع تقسیم آن به رشد آندوسپرم وابسته است. از تقسیمات ابتدایی تخم 8 - 4 یاخته بوجود می‌آید. که به دنبال هم قرار دارند. این مرحله را مرحله رشته‌ای شکل پیش جنین گویند. در این مرحله یاخته مجاور سفت برای رشد طولی حاصل می‌کند و بقیه یاخته‌های رشته‌ای را به درون آندوسپرم می‌راند. هم زمان با این تغییرات دورترین یاخته را از سفت تقسیم می‌شود. از تقسیمات این یاخته جنین کروی به وجود می آید. از این مرحله به بعد تفاوتی در ساختار دانه‌هایتک لپه‌ای و دو لپه‌ای ایجاد می‌شود و آن داشتن یک یا دو لپه است. نوک ساقچه گیاهک دو لپه‌ایها از دو لپه پوشیده شده است حال آن که در تک لپه‌ای‌ها فقط یک لپه در یک طرف ساقه چه جنین دیده می‌شود. در اغلب دو لپه‌ای‌ها ، اندوخته غذایی در پله‌های دانه قرار دارد. در دانه کرچک و قهوه اندوخته غذایی در آندوسپرم آنهاست. و بعضی گیاهان مانند ارکیده، فاقد اندوخته غذایی است این دانه‌ها بدون لپه و آندوسپرم‌اند.

 

تک لپه‌ای ها

از اختصاصات کلی گیاهان تک لپه ها آن است که دارای لپه منفردی هستند که بر اثر عدم رشد در یکی از جوانب رأس جنین بوجود می آید.رشد ریشه اصلی حاصل از رشد ریشه چه در تک لپه ایها محدود بوده ، بزودی جای آنرا ریشه های فرعی می گیرند.این ریشه ها نیز زود از بین رفته جای خود را به ریشه های نابجا واگذار می کنددوران فعالیت ریشه های نابجا محدود بوده بزودی تجدید می شوند ساقه در تک لپه ایها از جوانه جانبی رأس جنین بوجود می آید و محور زیر لپه ای در جریان رویش دانه هیچ گاه رشد نکرده تقریباً ثابت باقی

 

می ماند این نحوه رشد که حالت منو سمپودیک (Monosympodique) را نشان می دهد عامل اصلی تشکیل ساقه ریزومی یا سا قه های غده ای سفت و یا ساقه های کپه ای شکل پوشیده از فلس ها در تک لپه ای ها است .گیاهان تک لپه ای عموماً علفی و غالباً پایا هستند ساقه هوایی آنها معمولاً بدون انشعاب و برگی است. برگهای تک لپه ای ها دمبرگ ندارند و غالباً به وسیله نیامی طویل ساقه را احاطه می کنند اشکال کلی برگها تقریباً دراز و کشیده بوده، دارای رگبرگهای موازی و مویرگهای بسیار ظریف ارتباط دهنده آنها هستند گلها در تک لپه ایها سه پر (تری مر) و هر حلقه پوششی یا زایای آن از سه قطعه تشکیل می شود.

صفات عمومی تک لپه‌ای ها

یاخته تخم با تقسیمات مکرر خود پیش جنینی را ایجاد می‌کند منطقه توقف نمو جنین جانبی است و رشد بعدی جنین از نقطه مقابل آن انجام می‌شود و یک لپه را که نسبت به محور پیش جنین جانبی است را تشکیل می‌دهد. تشکیل بافت آلبومن در دانه تک لپه‌ای ها از نوع هسته‌ای یا حالت حد واسط است. یعنی بعد از تقسیم یاخته مادرآلبومن دیواره‌ای بین یاخته‌های حاصل از تقسیم ایجاد نمی‌شود. در تک لپه‌ای ها ، ریشه اصلی بعد از مدتی از بین می‌رود و ریشه‌های نابجا که از قسمتهای زیرین ساقه بوجود می‌آیند، جانشین آن می‌گردند. در تک لپه‌ایها ، ساقه منشعب نمی‌شودو آنچه انشعاب حاصل می‌کند، محور گل آذین است نه ساقه.برگ دارای رگ‌بندی موازی است و تعداد اجزای گل 3 یا مضربی از 3 می‌باشددستجات آوندی در برش

 

عرضی ساقه متعدند و در روی دوایر متحدالمرکز قرار می‌گیرند.ساختمان چوب و آبکش ثانویه که در دو لپه‌ای ها دیده می‌شود در تک لپه‌ای ها وجود ندارد.

ویژگی های عمومی تک لپه ای ها عبارتند از:ریشه افشان دارند برگ دراز و باریك و رگ برگ موازی دارند.   برگ ها توسط غلاف به ساقه اتصال دارد. دانه یك قسمتی است. اجزی گل مضربی از 3 است. آوندهای چوبی و آبكش در برش ساقه نظم خاصی ندارند.

رده بندی تک لپه ای ها

تیره خرما palmae: گیاهانی هستند درختی یا علفی با ساقه راست و استوانه‌ای. خرما (phoenix) و نارگیل

تیره گل شیپوری Araceae: از گیاهان این تیره ، گل شیپوری (Arum)

تیره گرز Typhaceae: گیاهان معروف این تیره نی لوئی sparganium و Typha می‌باشد

تیره گندم Gramineae: تیره‌ای شامل 600 جنس و 2000 گونه. ارزن ، ذرت ، برنج ، نیشکر ، جو و چاودار

تیره جگن cyperaceae: نی بوریا cyperus و جگن carex

تیره آلاله LiLiaceaee: پیاز (Allium) ، لاله (Tulipa) ، گل حسرت (colchicum) و مارچوبه (Asparagus)

تیره برگ بیدی commelinaceae: برگ بیدی Tradescantia                                                                            دانه دارای آلبومن ، گل ها منظم یا نامنظم و تخمدان تحتانی. موز ، زنجبیل ، گل نرگس ، هل ، زنبق و آناناس از تیره‌های معروف این راسته هستند.

دانه فاقد آلبومن گل ها نامنظم و تخمدان تحتانی. تیره معروف این راسته ، ثعلب یا ارکیده است

گیاهان دو لپه ای

دو لپه‌ای ها خود شامل دو لپه‌ای های بی‌گلبرگ ، دو لپه‌ای های جدا گلبرگ و دو لپه‌ای های پیوسته گلبرگ می‌باشد که تعداد زیادی از گیاهان دانه‌دار را در خود جای داده‌اند.                                                      دولپه‌ای های جدا گلبرگ  گیاهانی هستند با گل های کامل و دو جنسه که پوشش گل آنها به صورت کاسبرگ و گلبرگ تمایز یافته و اجزای گل در چرخه‌های متوالی و به صورت متناوب باهم قرار دارند و گرده افشانی در آنها بوسیله حشرات صورت می‌گیرد. جدا گلبرگ ها بالغ بر 70 هزار گونه گیاهی هستند و براساس ساختمان نهنج و نحوه قرار گرفتن اجزای گل در سه گروه فرعی قرار می‌گیرند.

 دو لپه‌ای های پیوسته گلبرگ این گیاهان بالغ بر 50 هزار گونه هستند. گلبرگ ها در این گیاهان بهم پیوسته هستند. در اغلب پیوسته گلبرگ ها پرچم ها به قسمت داخلی جام گل پیوسته اند.

صفات عمومی گیاهان دو لپه ای

ریشه راست دارند.برگ ها اغلب پهن و رگ برگ ها منشعب است.  هر برگ توسط دم برگ به ساقه اتصال دارد.  دانه دو قسمتی است. اجزای گل مضربی از 2 یا5 است. آوندهای چوبی و آبكش در برش عرضی ساقه روی دایره محیطیه قرار دارند.

رده بندی دو لپه ایها

راسته آلاله‌گان، راسته ختمی، راسته شمعدانی، راسته افرا، راسته شمشاد، راسته گل سرخ،راسته چتریان، راسته کاکتوسها، راسته پامچال، راسته خرمالو، زیتون ، زبان گنجشک و یاسمن، گاو زبان ، سیب زمینی و گوجه فرنگی، گل میمون ، گل جالیز و کنجد، نعنا، بارهنگ و شاه پسند، گل استکانی و کدو، روناس و بداغ، گل مینا ، تیره سنبل‌الطیب، بید ، راش ، فندق و گردو، گزنه ، توت ، نارون و شاهدانه، اسفناج ، گل میخک ، چغندر و لاله عباسی، ترشک ، علف هفت بند و ریواس،       

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1392ساعت 21:40  توسط خانی  | 

تفاوت تک لپه ها با دو لپه ها

نهان دانگان به دو گروه تک لپه ای و دو لپه ای تقسیم می شوند.

نهان دانگان تک لپه:
ـ گیاهک دانه تنها یک لپه دارد
.
ـ غالبا ریشه افشان و ساقه زیر زمینی یا پیاز دارند
.
ـ ساقه هوایی آنها اغلب فاقد انشعاب است، مگر در بخش تشکیل گل، که ممکن است انشعاباتی داشته باشد
.
ـ اغلب برگهای گیاهان تک لپه ای دمبرگ ندارند، در عوض به وسیله نیام، دور ساقه را احاطه می کنند .پهنک برگ تقریبا در اغلب تک لپه ایها کشیده و رگبرگها موازی هستند و رگبرگهای موازی به وسیله رگبرگهای مویین به هم مربوط می شوند
.
ـ تعداد قطعات گل اغلب سه یا مضربی از این عدد است
.
ـ دستجات آوندی بصورت پراکنده هستند
.
مثالها
:
گندم ، برنج، ذرت و خرما....وانیل و زعفران

زنبق، گل اختر، لاله، سنبل و ثعلب

نهان دانگان دو لپه:
ـ گیاهک دانه دارای دو لپه است
.
ـ اغلب آنها ریشه راست دارند
.
ـ ساقه هوایی آنها اغلب منشعب است
.
ـ برگها دارای گوناگونی فراوان بوده، رگبرگهای آنها اغلب منشعب و غیر موازی است
.
ـ تعداد قطعات گل در آنها ۲ یا ۵ یا مضربی از این اعداد است
.
ـ دستجات آوندی در یک حلقه قرار دارند.

مثالها:
به سه گروه بی گلبرگ، جدا گلبرگ و پیوسته گلبرگ تقسیم می شوند
.
بی گلبرگ:بید،فندق، بلوط و گردو

جدا گلبرگ:تیره های شب بو، خشخاش، مرکبات، گل سرخ و باقلا
پیوسته گلبرگ:تیره های گل میمون، نعناع، گاو زبان، و سیب زمینی

      

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1392ساعت 21:39  توسط خانی  | 

تک لپه ها و دو لپه ها

ريشه تك‌لپه‌ايها:

در برش عرضي ريشه تك لپه‌ايها و ساختار نخستین دو لپه‌ایها، دو منطقه قابل تشخيص است:

۱- منطقه بيروني یا پوست (Cortex)
۲- منطقه دروني یا استوانه مرکزی (Stele)

منطقه بیرونی شامل: اپیدرم (Epidermis)، پارانشيم پوست (Cortex)، آندودرم (Endodermis)
منطقه دروني شامل: دايره محيطيه (Pericycle)، دستجات آوندي (Xylem + Phloem)، مغز و اشعه مغزی (Pith)

 منطقه بيروني:

منطقه بيروني ريشه با اپيدرم و تارهاي كشنده شروع شده و سپس پارانشيم پوستي (بخش اعظم برش عرضي ريشه در تك‌لپه‌ايها) و در نهايت به آندودرم ختم مي‌شود 


برش عرضي ريشه در تك لپه‌ايها

* برش عرضی ریشه در تک لپه‌ايها


آندودرم از اختصاصات ويژه‌ تك‌لپه‌ايها بوده كه تركيبي از سوبرين يا ليگنين ديواره دروني يا جانبي آن را مي‌پوشاند و به آن ساختارUشكل مي‌دهد. اصطلاحاً به اين قاب يا كمربند ضخيم كه به دور ياخته‌های آندودرم قرار گرفته نوار كاسپارين (Casparian strip) مي‌گويند. ورود آب تنها از طريق ياخته‌هاي فاقد چنين ديواره ضخيمي صورت مي‌گيرد كه به آنها سلولهاي معبر يا گذرگاه (Passage) می‌گویند

برش عرضي ريشه زنبق

* موقعيت نوار كاسپارين و سلولهاي معبر در برش عرضي ريشه زنبق

منطقه دروني:

منطقه دروني با دايره محيطيه شروع شده، سپس دستجات آوندي (شامل بافت چوب و آبكش) و در نهايت پارانشيم مغز و اشعه مغزي است. دايره محيطيه در بيشتر اوقات يك رديفي بوده كه درست در زير آندودرم واقع شده و منشأ ريشه‌هاي فرعي است

بافت چوبي خود شامل چوب اوليه (Protoxylem) و چوب ثانويه (Metaxylem) بوده كه آوند آبكش مابين آنها قرار مي‌گيرد (رنگ بنفش در اين تصوير). بافت چوبي در تك لپه‌ايها، همان طوريكه در تصوير زير مشاهده مي‌شود، رشد رو به مركز دارد. به عبارتي متاگزيلم‌ در مركز و پروتوگزيلم‌ دور از مركز (مشاهده ريشه ذرت به عنوان يك تك‌لپه). لازم به ذكر است كه تعداد دستجات آوندي در ريشه تك لپه‌ايها به مراتب بيشتر از دو لپه‌ايهاست


برش عرضي ريشه تك لپه

 * به رشد رو به مركز بافت چوبي (Xylem) در تك لپه‌ايها و موقعيت بافت آبكش (Phloem) مابين آنها دقت كنيد 


ريشه دو لپه:

ساختار نخستين ريشه دو لپه‌ايها مشابه تك لپه‌ايها بوده با اين تفاوت كه آرايش Polyarch از ويژگيهاي ريشه‌هاي گياهان تك لپه‌اي است. (تعداد گروههاي پروتوگزيلم ممكن است يك (Monoarch)، دو (Diarch)، سه (Triarch) يا بيشتر از آن (Polyarch) باشد)
 

ساختار نخستين ريشه دو لپه

* ساختار نخستين ريشه يك گياه دو لپه‌اي


ساختار پسين ريشه حاصل فعاليت دو لايه زاينده كامبيوم و فلوژن مي‌باشد. دستجات پروتوگزيلم در تصوير فوق Triarch و در این تصویر Tetrarch مي‌باشد. لايه زاينده پروكامبيوم (residual procambium) مابين بافت چوبي و آبكشي قرار گرفته است

لايه‌اي پيوسته از كامبيوم آوندي از طريق تبديل دايره محيطيه به ياخته‌هاي مريستمي و پروكامبيوم آوندي باقيمانده كه تبديل به كامبيوم آوندي شده، بوجود مي‌آيد. اين لايه ابتدا موج‌دار بوده و از قسمت بيروني آوندهاي چوبي نخستين و قسمت دروني آوندهاي آبكشي نخستين مي‌گذرد. كامبيوم آوندي از طرف داخل، آوندهاي چوبي پسين و از طرف خارج، آوندهاي آبكشي پسين را توليد مي‌كند (موقعيت دستجات آوندي را در ساختار پسين ريشه در گياهان دو لپه‌اي در اين تصوير مشاهده نمائيد)

ساختار پسين ريشه در دو لپه

* ساختار پسین ریشه در یک گیاه دو لپه


رشد آوندهاي چوبي پسين سريعتر است، لذا حلقه كامبيوم آوندي رفته رفته به صورت دايره كاملي ظاهر مي‌شود. فعاليت كامبيوم در زمستان متوقف شده و هنگار بهار مجدداً آغاز مي‌گردد. به همين دليل آوندهاي بهاره از آوندهاي پائيزتر فراخ‌تر بوده و ديوار آنها نازكتر مي‌باشد

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1392ساعت 21:38  توسط خانی  | 

تک لپه ها و دو لپه ها


تک لپه‌ایها از اختصاصات کلی گیاهان تک لپه ها آن است که دارای لپه منفردی هستند که بر اثر عدم رشد در یکی از جوانب رأس جنین بوجود می آید. در تشکیل جنین تک لپه ایها ابتدا در رأس جنین اولیه برجستگی گردی بوجود می آید. سپس شکافی که ناشی از توقف رشد جنین در همان جهت است بوجود آمده، در دنبال آن سلولهای نهادی محور زیر لپه ای در پائین شکاف ظاهر شده سریع شروع به رشد می کنند و روی آن نیز محور جنین اولیه دراز میشود و لپه را بوجود می آورد و از این پس محور ساقه چه بتدریج از محور جنین مقدماتی که دارای یک لپه است متمایز می گردد. در موقع رویش دانه انتهای فوقانی لپه معمولاً در پوشش دانه باقی مانده، انتهای پائینی آن دراز شده، با فرورفتن محور زیر لپه ای به درون خاک آنرا به زیر خاک فرو می برد. رشد ریشه اصلی حاصل از رشد ریشه چه در تک لپه ایها محدود بوده ، بزودی جای آنرا ریشه های فرعی می گیرند. این ریشه ها نیز زد از بین رفته جای خود را به ریشه های نابجا واگذار می کند ریشه های نابجای تک لپه ایها فاقد انشعاب یا دارای انشعاب کم هستند به علت نداشتن ساختمان پسین قطر آنها همیشه ثابت باقی می مانند. دوران فعالیت ریشه های نابجا محدود بوده بزودی تجدید می شوند ساقه در تک لپه ایها از جوانه جانبی رأس جنین بوجود می آید و محور زیر لپه ای در جریان رویش دانه هیچگاه رشد نکرده تقریباً ثابت باقی می ماند این نحوه رشد که حالت منو سمپودیک (Monosympodique) را نشان می دهد عامل اصلی تشکیل ساقه ریزومی یا سا قه های غده ای سفت و یا ساقه های کپه ای شکل پوشیده از فلسها در تک لپه ای ها است. گیاهان تک لپه ای عموماً علفی و غالباً پایا هستند ساقه هوایی آنها معمولاً بدون انشعاب و برگی است و به جز در بخش تولید مثل (گل آذین) که ممکن است انشعاباتی داشته باشد در تمام طول بی انشعاب باقی می مانند برگهای تک لپه ای ها دمبرگ ندارند و غالباً به وسیله نیامی طویل ساقه را احاطه می کنند اشکال کلی برگها تقریباً دراز و کشیده بوده، دارای رگبرگهای موازی و مویرگهای بسیار ظریف ارتباط دهنده آنها هستند گلها در تک لپه ایها سه پر (تری مر) و هر حلقه پوششی یا زایای آن از سه قطعه تشکیل می شود. نهاندانگان (Angiosperms) گروه بزرگی از گیاهان دانه‌دار را تشکیل می‌دهند که تاکنون بیش از 350 هزار گونه از آنها شناخته شده است و هر ساله نیز تعداد زیادی گونه‌های تازه شناخته شده بر این مقدار افزوده می‌شود. قدیمی‌ترین آثاری که از نهاندانگان در کاوشهای زمین شناسی بدست آمده موید تنوع آنها در نیمه دوم ژوراسیک است. نهاندانگان به دو گروه تک لپه‌ایها و دو لپه‌ایها ، تقسیم بندی می‌شوند صفات عمومی تک لپه‌ایها یاخته تخم با تقسیمات مکرر خود پیش جنینی را ایجاد می‌کند منطقه توقف نمو جنین جانبی است و رشد بعدی جنین از نقطه مقابل آن انجام می‌شود و یک لپه را که نسبت به محور پیش جنین جانبی است را تشکیل می‌دهد. تشکیل بافت آلبومن در دانه تک لپه‌ایها از نوع هسته‌ای یا حالت حد واسط است. یعنی بعد از تقسیم یاخته مادر آلبومن دیواره‌ای بین یاخته‌های حاصل از تقسیم ایجاد نمی‌شود. در تک لپه‌ایها ، ریشه اصلی بعد از مدتی از بین می‌رود و ریشه‌های نابجا که از قسمتهای زیرین ساقه بوجود می‌آیند، جانشین آن می‌گردند. در تک لپه‌ایها ، ساقه منشعب نمی‌شود و آنچه انشعاب حاصل می‌کند، محور گل آذین است نه ساقه. برگ دارای رگ‌بندی موازی است و تعداد اجزای گل 3 یا مضربی از 3 می‌باشد دستجات آوندی در برش عرضی ساقه متعدند و در روی دوایر متحدالمرکز قرار می‌گیرند. ساختمان چوب و آبکش ثانویه که در دو لپه‌ایها دیده می‌شود در تک لپه‌ایها وجود ندارد. تکامل و فیلوژنی تک لپه‌ایها تشابه کامل دستگاه تولید مثل در تک لپه‌ایها و دو لپه‌ایها نشان می‌دهد که نهاندانگان شاخه متشابهی از گیاهان گلدار را تشکیل می‌دهند که ممکن است دارای منشا مشترک باشند. اموزه اکثر گیاه‌شناسان بر این عقیده استوار هستند که تک لپه‌ایها از دو لپه‌ایهای جدا برچه یعنی آلاله‌گان (Ranales) منشا گرفته‌اند. وجود یک لپه واحد در انواع متعدد آلاله‌گان ، پراکندگی دستجات آوندی در ساقه انواع مختلفی از آلاله‌گان مانند نیلوفر آبی و وجود گلهای سه قسمتی در گونه‌های متعددی از آلاله‌گان ، نظریه فوق را تائید می‌کنند. رده بندی تک لپه ایها 1) راسته Helobiales یا Apocarpales : گیاهانی هستند آبزی ، دارای برچه‌های فراوان و جدا از هم ، پرچم‌های زیاد با استقرار مارپیچی ، گلهای ناقص ، دانه فاقد آلبومن و تخمدان فوقانی که شامل تیره‌های زیر است تیره تیر کمان آبی alismaceae: گیاه معروف این تیره sagittaria sagitifolia است تیره هزارنی Butomaceae: گونه معروف آن هزارنی یا Buttomus است تیره Iuncaginaceae: گونه معروفش Triglochin است 2) راسته  spadiciflorales: گل آذین از نوع سنبله یا از نوع اسپادیس است که بوسیله یک یا چند براکته محافظ به نام اسپات پوشیده شده است. دانه دارای آلبومن ، گلهای ناقص و تخمدان فوقانی که شامل تیره‌های زیر است. تیره خرما palmae: گیاهانی هستند درختی یا علفی با ساقه راست و استوانه‌ای. خرما (phoenix) و نارگیل (cocos) از گیاهان معروف این تیره هستند.  تیره گل شیپوری Araceae: از گیاهان این تیره ، گل شیپوری (Arum) دارای نمونه‌های خودرو در ایران می‌باشد. تیره عدسک آبی lemnaceae: از گیاهان این تیره عدسک آبی (Lemna minor) در شمال ایران دیده می‌شود. تیره گرز Typhaceae: گیاهان معروف این تیره نی لوئی sparganium و Typha می‌باشد. 3) راسته  glumales گل آذین‌ها از نوع سنبله ، گلها ناقص ، دانه دارای آلبومن آردی شکل و تخمدان فوقانی که شامل تیره‌های زیر است. تیره گندم Gramineae: تیره‌ای شامل 600 جنس و 2000 گونه. ارزن ، ذرت ، برنج ، نیشکر ، جو و چاودار از گیاهان معروف این تیره است. تیره جگن cyperaceae: نی بوریا cyperus و جگن carex از گیاهان معروف این تیره است. 4) راسته  Liliales گلها منظم و کامل ، دانه دارای آلبومن ، تخمدان فوقانی که شامل تیره‌های زیر است. تیره آلاله LiLiaceaee: پیاز (Allium) ، لاله (Tulipa) ، گل حسرت (colchicum) و مارچوبه (Asparagus) از گیاهان معروف این تیره است. تیره برگ بیدی commelinaceae: برگ بیدی Tradescantia در ایران به صورت زینتی پرورش می‌یابد. تیره سازو Juncaceae: گیاه سازو juncos در این تیره قرار دارد. 5) راسته  Albominales دانه دارای آلبومن ، گلها منظم یا نامنظم و تخمدان تحتانی. موز ، زنجبیل ، گل نرگس ، هل ، زنبق و آناناس از تیره‌های معروف این راسته هستند. 6) راسته  Exalbominales دانه فاقد آلبومن گلها نامنظم و تخمدان تحتانی. تیره معروف این راسته ، ثعلب یا ارکیده است که دارای گونه‌های فراوانی در ایران می‌باشد. گیاهان دو لپه سلسله گیاهان (Metaphyta) در 4 شاخه قرار می‌گیرند. شاخه تالوفیتها یا ریسه داران که شامل جلبکها و قارچها هستند. شاخه خزه‌ایها ، شاخه نهانزادان آوندی و شاخه گیاهان دانه‌دار. سه شاخه اخیر تحت عنوان کروموفیتها یا گیاهان تنه‌دار ، نامیده می‌شوند. شاخه گیاهان دانه‌دار به دو زیر شاخه بازدانگان و نهاندانگان تقسیم می‌شود. زیر شاخه نهاندانگان شامل دو رده تک لپه‌ایها و دو لپه‌ایها می‌باشد. دو لپه‌ایها خود شامل دو لپه‌ایهای بی‌گلبرگ ، دو لپه‌ایهای جدا گلبرگ و دو لپه‌ایهای پیوسته گلبرگ می‌باشد که تعداد زیادی از گیاهان دانه‌دار را در خود جای داده‌اند. دو لپه‌ایهای جدا گلبرگ  Dialypetalae گیاهانی هستند با گلهای کامل و دو جنسه که پوشش گل آنها به صورت کاسبرگ و گلبرگ تمایز یافته و اجزای گل در چرخه‌های متوالی و به صورت متناوب باهم قرار دارند و گرده افشانی در آنها بوسیله حشرات صورت می‌گیرد. جدا گلبرگها بالغ بر 70 هزار گونه گیاهی هستند و براساس ساختمان نهنج و نحوه قرار گرفتن اجزای گل در سه گروه فرعی قرار می‌گیرند. تالامیفلورها كه در آنها نهنج گل برآمده یا گنبدی شکل است و اجزای گل مستقیما بر روی نهنج استقرار یافته‌اند و شامل 5 راسته است. 1) راسته آلاله‌گان (Ranales): که برچه‌ها جدا از هم و اجزای گل غالبا در روی یک خط مارپیچی در سطح نهنج قرار دارند. 2) راسته پاریتال (parietals): که برچه‌ها پیوسته بهم و تمکن آنها جانبی است. 3) راسته گوتیفرال (Gutti ferales): که برچه‌ها پیوسته بهم و تمکن آنها محوری و کاسبرگها در داخل غنچه گل ، همپوشان هستند. 4) راسته ختمی (Malvales): که برچه‌ها پیوسته بهم و تمکن آنها محوری و کاسبرگها در داخل گل به صورت کفه‌ای قرار دارند. 5) راسته فرفیون (Euphorbiales): که برچه‌ها پیوسته بهم و تمکن آنها محوری ، گلها یک جنسه و غالبا فاقد گلبرگ هستند. دیسیفلورها که در آنها نهنج گل برآمده یا گنبدی شکل است و اجزای گل در سطح دستگاه مولد شهد و یا به حالت فررفته در آن قرار دارند 1) راسته شمعدانی (Geraniales): نافه شامل دو ردیف پرچم و دستگاه ترشحی به صورت غده‌هایی در پای پرچمها قرار دارد. 2) راسته افرا (Sapindales): نافه شامل دو ردیف پرچم و دستگاه مولد شهد به صورت یک صفحه در محوطه خارجی پرچمها قرار دارند. 3) راسته شمشاد (Celastrales): نافه شامل یک ردیف پرچم و دستگاه مولد شهد در داخل پرچمها و خارج پرچمها قرار دارد. کالسیفلورها سه جزء خارجی اجزای گل یعنی کاسبرگها ، گلبرگها و پرچمها از قسمت زیرین خود بهم پیوسته‌اند و نهنج پیاله مانند یا کوزه‌ای شکل را در انتهای دمگل بوجود آورده‌اند. این گروه شامل 5 راسته است 1) راسته گل سرخ( (Rosales 2) راسته چتریان (Umbellales) 3) راسته مورد( (Myrtales 4) راسته گل ساعتی( (Passiflorales 5) راسته کاکتوسها (Cactales) دو لپه‌ایهای پیوسته گلبرگ  Sympetalae این گیاهان بالغ بر 50 هزار گونه هستند. گلبرگها در این گیاهان بهم پیوسته هستند. در اغلب پیوسته گلبرگها پرچمها به قسمت داخلی جام گل پیوستهاند. این گروه از گیاهان شامل 11 راسته هستند که در سه گروه قرار می‌گیرند. گروه اول پیوسته گلبرگهای 5 پیرامونی ، با تخمدان فوقانی و 5 برچه. 1) راسته اریکال (Ericales): ابتدایی‌ترین راسته هستند، جام گل گاهی ناپیوسته ، نافه 10 پرچمی و پرچمها غیر متصل به گلبرگها 2) راسته پامچال (Primulales): جام گل پیوسته ، پرچمها به قسمت داخلی جام گل پیوسته‌اند 3) راسته خرمالو( (Ebenales 4) راسته( (Plumbaginales گروه دوم پیوسته گلبرگهای 4 پیرامونی ، با تخمدان فوقانی و 2 برچه 1) راسته Gentianales: که از این راسته می‌توان به زیتون ، زبان گنجشک و یاسمن اشاره کرد. 2) راسته Polemoniales: که از این راسته می‌توان به گاو زبان ، سیب زمینی و گوجه فرنگی اشاره کرد 3) راسته Personales: که از این راسته می‌توان به گل میمون ، گل جالیز و کنجد اشاره کرد 4) راسته Lamiales: که از این راسته می‌توان به نعنا، بارهنگ و شاه پسند اشاره کرد گروه سوم پیوسته گلبرگهای 4 پیرامونی ، با تخمدان تحتانی و 2 برچه 1) راسته گل استکانی (Campanulales): که شامل گل استکانی و کدو است. 2) راسته روناس (Rubiales): که شامل تیره روناس و بداغ است. 3) راسته گل مینا (Asterales): که شامل تیره گل مینا ، تیره سنبل‌الطیب و تیره خواجه باشی می‌باشد. دو لپه‌ایهای بی‌گلبرگ  Monochlamideae 1) راسته کازوآرینال (Casuarinales): گیاهانی هستند درختی با ظاهری شبیه دم اسبیان و گلها یک جنسه می‌باشد. 2) راسته آمنتال (Amentales): در این راسته تیره‌های بید ، راش ، فندق و گردو قرار دارد. 3) راسته گزنه (Urticales): در این راسته تیره‌های گزنه ، توت ، نارون و شاهدانه قرار دارد. 4) راسته دانه مرکزیان (Centrospermales): در این راسته تیره‌های اسفناج ، گل میخک ، چغندر و لاله عباسی قرار دارد. 5) راسته علف هفت بند (Polygonales): در این راسته تیره‌های ترشک ، علف هفت بند و ریواس قرار دارد. 6) راسته Santalales: که در این راسته تیره معروف دارواش قرار دارد. محورهای برگی محور هوایی اکثر گیاهان تک لپه‌ای از نظر وضع و مسیر آوندها نوعی ساقه برگی به شمار می‌آید. زیرا تمام دستجات آوند این نوع ساقه‌ها ، ناشی از کامبیوم خارج آوندی است که در حاشیه بخش پوستی ساقه قرار دارد. آوندهای حاصل از کامبیوم مزبور پس از طی چند میان گره متوجه بخش داخلی محور ساقه شده ، پس با یک انحراف سریع گریز از مرکز ، از آن خارج و وارد برگ می‌گردند به عبارت دیگر ساقه هوایی گیاهان تک لپه‌ای ناشی از اجتماع دستجات آوندی برگها هستند. محورهای ساقه‌ای در گیاهان دو لپه‌ای ، آوندهایی که از محور (ساقه) وارد برگ می‌شوند خود انشعاباتی از دستجات آوندی ساقه‌اند. در برش عرضی ساقه دو لپه‌ایها بطور کلی دو بخش پوست و استوانه آوندی که در آن دستجات آوندی روی یک حلقه قرار دارند دیده می‌شود و در مقایسه با مقطع ساقه گیاهان تک لپه‌ای که در آن آوندهای بیشماری روی حلقه‌های متعدد هم مرکز قرار دارند متفاوت است. بنابراین با یک نظر ساده می‌توان هر حلقه آوندی را در ساقه تک لپه‌ایها به یک برگ ارتباط داد.اطلاعات ديگردر عده‌ای از گیاهان تک لپه‌ای حتی محور برگی نیز به صورت اشاره شده وجود ندارد و آنچه به ظاهر ساقه هوایی به نظر می‌آید نیام پیوسته برگهاست که لفاف مانند روی هم قرار دارند و مانند ساقه موز در مقایسه برش عرضی ساقه دو لپه‌ایها و محور هوایی تک لپه‌ایها گاهی حالات حد واسط نیز دیده می‌شود مانند ساقه اختری از تک لپه‌ایها که در مقطع عرضی ساختاری شبیه برخی از دو لپه‌ایها مانند شقایق دارند. از اختصاصات عمومی گیاهان دو لپه ای آن است که دانه در این گروه گیاهی از دانه گیاهان تک لپه ای در وضع رشد رأس جنین که بسرعت متوقف شده دو نقطه جانبی آن بر اثر رشد ایجاد دو لپه متورم را می کند متفاوت بوده، همچنین ریشه اصلی در دو لپه ایها (برخلاف تک لپه هایها که وجود ندارد) از رشد ریشه چه جنین ایجاد میشود. فقط در دولپه ایهای دارای ریزوم ریشه های نابجا (که کار ریشه اصلی را انجام می دهند) مانند تک لپه ایها دیده میشود. ساقه و ریشه در دو لپه ایها (بر خلاف تک لپه ایها) دارای ساختار پسین و رشد قطری است تعداد قطعات گل در این گروه در هر حلقه چهارتایی یا پنج تایی بوده، در بعضی از خانواده ها استثنائا ممکن است 3 تا 6 قطعه باشد. تشابه کامل دستگاه تولید مثل در تک لپه‌ایها و دو لپه‌ایها نشان می‌دهد که نهاندانگان شاخه متشابهی از گیاهان گلدار را تشکیل می‌دهند که ممکن است دارای منشا مشترک باشند. اموزه اکثر گیاه‌شناسان بر این عقیده استوار هستند که تک لپه‌ایها از دو لپه‌ایهای جدا برچه یعنی آلاله‌گان (Ranales) منشا گرفته‌اند. وجود یک لپه واحد در انواع متعدد آلاله‌گان ، پراکندگی دستجات آوندی در ساقه انواع مختلفی از آلاله‌گان مانند نیلوفر آبی و وجود گلهای سه قسمتی در گونه‌های متعددی از آلاله‌گان ، نظریه فوق را تائید می‌کنند. امروزه در حدود 450 گونه گياه حشره خوار در جهان وجود دارد که همگي از گياهان دو لپه اي هستند. سیستم های ریشه ای: سیستم های ریشهای که در واقع همان شکل های اصلی یا متداول ریشه را نشان می دهند متنوع هستند که با کمی دقت می توان آنها را در دو نظام مختلف رده بندی نمود از این نظامها به سیستم های ریشه ای اشاره شده است . دو سيستم ريشه اي وجود دارد :  1)سيستم ريشه راست (Tap Root System  ): در بيشتر دولپه اي ها (Dicotyledons )  ديده مي شود در اين سيستم گياه داراي يک ريشه اصلي است که در روي آن چند ريشه فرعي ( Lateral Roots )توليد مي شود . چیرگی راسی مربوط به ریشه اولیه باعث رشد برتر ریشه اولیه می شود . مریستم انتهایی این ریشه سرعت و جهت رشد ریشه های فرعی را کنترل می نماید.  2-سيستم ريشه افشان ( Fibrous Root System ) : در بيشتر تک لپه اي ها (Monocotyledons )  وجود دارد . در اين سيستم ريشه اوليه بزودي از رشد باز مي ماند و چندين ريشه ديگر که منشا آنها غير از ريشه چه جنيني ( Radicle ) است جايگزين آن مي شوند لذا گياه داراي چندين ريشه بوده که هر کدام داراي ريشه هاي فرعي فراوان مي باشند . تمام ریشه های موجود در تک لپه ایها ریشه نابجا هستند.
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1392ساعت 21:37  توسط خانی  | 

زیست شناس

سندرم دان

http://www.geojeff.org/course-materials/historical-geology-lab/lab-3-dna/chromosome.gif/image       


خوب پست ایندفعه بدون هیچ حرفی درباره ی بیماری سندروم دان است،این بیماری مجموعه علائم بدنی و ذهنی عارضه ای خاص و دان نام  پزشک انگلیسی است که در حدود ۲۰۰ سال قبل این مجموعه علائم را کشف نمود . علت این پدیده نوعی بی نظمی در ترتیب کروموزومی است که در مراحل جنینی و هنگام تقسیم سلولی رخ می دهد. کسانی که سندرم دان
 دارند در سلولهای بدن خود به جای ۴۶ کروموزوم ۴۷ کروموزوم دارند. کروموزوم بخش بسیار کوچکی از سلول است که ژن ها درآن جمع شده و حاوی اطلاعاتی است که بدن ما را شکل می دهد. به عنوان مثال رنگ پوست چشم . موها .  مونث یا مذکر بودن در همین بخش کوچک مشخص می گردد کروموزوم اضافی در بدن فردی که سندرم دان دارد در روال شکل گیری موارد یاد شده تاثیر می نهد و موجب تغییرات بدنی وذهنی می شود. افراد با سندرم دان تفاوتهایی با دیگران دارند. بخشی از این تفاوت ها مربوط به خصوصیات ظاهری افراد وبخشی دیگر مربوط به ویژگیهای ذهنی می گردد مهم آن است که بدانیم سندرم دان مانند سرماخوردگی نیست که کسی به آن مبتلا گردد بلکه درقبل از تولد بروز می کند. گر چه این افراد اغلب به اندازه افراد عادی توانا نیستند اما استعداد آنان در انجام برخی از  امور ما را شگفت زده می کند.

سندرم دان چگونه در رشد اثر می گذارد؟

 افراد با سندرم دان مراحل رشد ذهنی و جسمی را نسبت به دیگر افراد با تاخیر سپری می کنندآنها نسبت به هم سالان خود نشستن . راه رفتن . صحبت کردن . بازی کردن و فعالیتهای دیگر را دیرتر می آموزند . اما امروزه با کمک علم توانبخشی ( کار درمانی .گفتاردرمانی . بازی درمانی و….)  می توان در سرعت رشد حرکتی و ذهنی کودکان با سندرم دان بسیار موثر بود. از این روباید به نیازهای توانبخشی این کودکان از بدو تولد توجه نمود.

برای مطالعه بیشتر به ادامه مطلب مراجعه کنید و نظراتتان را از ما دریغ نفرمایید.

سندرم دان چگونه تشخیص داده می شود؟

تشخیص قطعی سندرم دان با اتکا به مشخصات ظاهری نوزاد قدری دشوار است.

به همین دلیل با انجام کار یوتیپ ((karyo type تشخیص قطعی ممکن می شود . برخی خصوصیات ظاهری نوزاد با سندرم دان که با شدت و ضعف متفاوتی بروز می کند و الزاما همه آنها در این نوزادان وجود ندارد عبارت است از :

۱-    شل بودن عضلات بدن

۲-     نرمی مفاصل و قابلیت خم شوندگی بیش از حد معمول

۳-نیم رخ تخت بینی کوچک و چشم ها کشیده و بادامی

۴-      بزرگی عضله زبان نسبت به دهان

۵-تک شیار عمیق در کف دست

۶-    فاصله بیش از معمول بین انگشت شصت پا و انگشتان کناری

آیا کودکان با سندرم دان مشکلات پزشکی خاصی دارند؟

مشکلاتی که ممکن است در برخی از نوزادان باسندرم دان بروز کند عبارت است از : ناراحتی های قلبی مادرزادی . ابتلا سریع به بیماریهای عفونی . مشکلات تنفسی و برخی ناراحتیهای گوارشی باید توجه داشت که موارد یاد شده در حد احتمال است و پیشرفتهای علم پزشکی درمان اکثر آنها را امکان پذیر ساخته است به گونه ای که افراد با سندرم دان تا سنین بالا ( حدود ۵۵ سالگی ) می توانند به سلامت زندگی کنند.

با کودکان مبتلا به سندرم دان چگونه رفتار کنیم

باید تلاش خود را در جهت بهبودی شرایط زندگی افراد با سندرم دان متمرکز نموده و  برای توامندسازی هر چه بیشتر این افراد کوشید. فرصتهای مناسب آموزشی را درکنار حمایت از حقوق اجتماعی ایشان فراهم آورد

اگر کودک با سندرم دان در کنار هم سالان خود در مدارس عادی تحصیل کند فعال ترمی شود و همزیستی آنها موجب دوستی تفاهم و درک متقابل می گردد.

کودکان و نوجوانان با سندرم دان در نظام های آموزشی پیشرفته در کنار هم سالان خود درمدارس عادی تحصیل می کنند . مهمترین عامل موفقیت شروع به موقع توانبخشی و آموزش های پیش دبستانی و همچنین استمرار و پیگیری آموزش در دوران دبستان است

انواع سندرم دان:

دلیل ناهنجاری کروموزومی در سندرم دان تقسیم غیر طبیعی در کروموزوم شماره ۲۱ است.

 شایعترین نوع سندرم دان که تقریبا ۹۵ درصد از همه انواع  آن را  تشکیل می دهد،:Nondisjunction یا جدا نشدن است  که هنگام تقسیم تخم یا اسپرم باعث به وجود آمدن ۳ کروموزوم جفت ۲۱ به جای ۲ کروموزم می شود.که به آن تریزومی هم می گویند.

نوع دیگرTranslocation یا جابجایی است که در آن به هنگام تقسیم، یک قسمت از کروموزوم ۲۱ جدا می شود و به کروموزوم دیگر می چسبد.این نوع از سندرم دان ،۳ تا ۴  همه موارد است

 Mosaicism نوع آخر است که  تنها در ۱ تا ۲ درصد از همه انواع سندرم دان دیده می شود که به علت تقسیم غیر طبیعی در سلولهای جنینی در ساعات اولیه  است و در این نوع ،بعضی از سلول ها ۴۶ کروموزوم و بعضی دیگر ۴۷ کروموزوم دارند.

علائم و نشانه ها:
بیشتر نوزادانی که به سندرم دان به دنیا می آیند ،ظاهر مشخصی دارند که مشخص کننده آن ها از دیگران است.گردن و انگشت های کوتاه،سر و گوش کوچک و صورت و بینی تخت،چشم های کشیده و کوچک و پلک سوم  از آن جمله اند. در کف دست آن ها به جای دو خط افقی ،تنها یک خط دیده می شود و  انگشت پنجم تنها دو بند دارد. عضلات این بچه ها به هنگام تولد شل تر از بقیه بچه هاست.

بعضی از این بچه ها مشکلاتی در ستون فقرات و نخاع خود دارند و بر روی شبکیه چشم آن ها لکه های سفیدی دیده می شود. آزما یش های تشخیصی  معمولا در هفته های ۱۵ و ۱۸ بارداری انجام می شود . بعضی از آزما یش ها بر اساس اندازه گیری بعضی از مواد در خون مادر است. مثل اندازه گیری HCG ، آلفا فتو پرو تئین و استریول که نتایج مثبت حتما به معنی این نیست که  جنین سندرم دان دارد بلکه مانند تست های غربالی دیگر به ما می گوید که  باید برای چه کسانی آزمایش های دقیق تری انجام دهیم. مهمترین آزمایش مرسوم آمنیو سنتز است که  معمولا در هفته ۱۵ تا ۲۰ بارداری انجام می شود و نتایجش ۹۸ تا ۹۹ درصد صحیح است.که در این روش با سوزنی بلند مقداری از ماده ای را که جنین را احاطه کرده می کشند و آن را تجزیه می کنند تا کروموزوم ها بررسی شوند.

در این روش ریسک سقط جنین وجود دارد که از ۱ در ۲۰۰ تا ۱ در ۴۰۰ متغیر است. آزمایش دیگر نمونه گیری از پرزهای کوریونی جفت یا CVS  است. که سلول هایی از جفت مادر برای بررسی کروموزومی جدا می کنند.که در هفته ۱۰ تا ۱۲ بارداری انجام می شود و نتایج آن هم ۹۸ تا ۹۹ درصد صحیح است. خطر سقط جنین در این آزمایش ۱ در ۱۰۰ است

پس از این آزما یش ها، سونوگرافی می تواند مواردی از بیماری های قلبی مادرزادی یا انسداد های روده ای که می توانند با سندرم دان همراه باشد را نشان دهد. این موارد گاهی به جراحی سریع پس از تولد نیاز دارد و دانستنش قبل از تولد ضروری است.

باید دانست که بسیاری از موارد سندرم دان  در سو نوگرافی هیچ نشانه ای از خود نشان نمی دهند. حدود ۴۰ درصد از نوزادانی که با سندرم دان به دنیا می آیند بیماری های قلبی مادرزادی دارند که حیات آن ها را به طور جدی تهدید می کند.

انسداد روده،عفونت های تنفسی، بیماری های تیروئید، ناشنوایی و کم شنوایی ، سرطان خون و ضعف بینایی از جمله عوارضی است که با سندرم دان همراه اند. رشد ذهنی و فکری این کودکان کند  و عقب ماندگی در آن ها از خفیف تا متوسط است.این بچه ها معمولا دوست داشتنی و اجتما عی اند و به خوبی  ارتباط برقرار می کنند. اما عده کمی هم از نا هنجاری های رفتاری رنج می برند.

از هر ۴ نفری که  مبتلا به سندرم دان است  یک نفر علائم بیماری آلزایمر را بروز خواهد داد که ۴ برابر افراد عادی است
امید به زندگی و طول عمر افراد مبتلا به سندرم دان  به طور متوسط ۵۵ سال است که رابطه مستقیمی به مراقبت های بهداشتی و پزشکی دارد.

در سال ۱۹۱۰ طول عمر این افراد فقط ۱۰ سال بود و بسیاری در سال اول زندگی فوت می کردند که با کشف آنتی بیوتیک ها و داروها و انجام جراحی های پیشرفته امروزه این افراد عمر طولانی تری دارند.

هنوز روشی برای درمان بیماری های ژنتیکی وجود ندارد گو این که دانشمندان در تلاش اند تا راه هایی را برای تغییر در ژن ها بیابند اما هنوز راه درازی برای رسیدن به این آرزو وجود دارد. تشخیص زود هنگام بیماری و تلاش برای تصحیح  عوارض قلبی وعوارض دیگر، قدم اول در یاری رساندن به این نوزادان است.

تحریکات اعصاب حسی و حرکتی این افراد در سنین پایین تر به تکامل سیستم های عصبی کمک خواهد کرد همچنین زندگی در خانواده ای که با عشق و محبت و رسیدگی آن ها را یاری کند  تا از حداکثر توان بالقوه خود استفاده کنند، کار ساز خواهد بود.

کمک در فعالیت های مدرسه و آموزشی بسیاری از استعداد ای نهفته این کودکان را آشکار می کند. در سراسر دنیا افرادی با سندرم دان جوایز ارزنده هنری یا حرفه ای گرفته اند
افرادی که سندرم دان دارند، حقوق شهروندی مساوی با بقیه دارند. در کشورهای پیشرفته بسیاری از آن هایی که IQ 80 دارند، طبق قوانین، در دبستان های عادی پذیرفته می شوند تا بهتر و بیشتر در اجتماع پذیرفته شوند. بسیاری از آن ها در بانک ها و هتل ها  کار می کنند. تجربیات نشان داده است که در صورت توجه و آموزش مناسب می توانند به صورت نیمه مستقل و حتی مستقل زندگی کنند. در کشورهای پیشرفته مؤسسات بسیاری در حمایت از این افراد وجود دارد و بسیاری مخارج  تحقیقات در این زمینه را تامین می کنند وعده ای از والدینی که فرزندشان مبتلاست حمایت می کنند. همه و همه تلاش می کنند تا این بچه ها بتوانند از حداکثر هوش خود استفاده کنند و علاوه بر اداره زندگی خود و یا کمک به آن در اجتماع هم مفید باشند.

روش تشخیص جدید برای سندروم دان:

روش های تشخیصی فعلی با خطر سقط جنین و آسیب دیدگی جنین همراه است. محققان دانشگاه استنفورد در آمریکا موفق شده اند با آزمایش بر روی هجده زن باردار، به درستی اتبلای فرزندان نه تن از آنان را به سندرم داون تشخیص دهند. این دانشگاه قصد دارد این آزمایش را در سطح گسترده تری ادامه دهد. در ساختار ژنتیک کودکانی که با سندرم داون متولد می شوند، یک نسخه اضافی از کرومزوم شماره 21 دیده می شود و آنها به جای 46 کرومزوم، 47 کرومزوم دارند. محققان از کشف روش کم خطرتری برای پیشبینی ابتلای فرزندان زنان باردار به سندرم داون خبر داده اند. احتمال دیده شدن نسخه اضافی کرومزوم 21 در خون مادران بارداری که فرزند مبتلا به داون دارند، زیاد است زیرا خون نوزاد و مادر از محل بند ناف مبادله می شود. محققان دانشگاه استنفورد روش تشخیصی خود را بر این اساس پایه گذاری کرده اند. این روش تشخیصی بسیار حساس است و حتی نسبت به مقادیر بسیار کم زیاد شدن کرومزوم 21 جریان خون مادران باردار واکنش نشان می دهد. دکتر استفن کوویک، سرپرست محققان دانشگاه استنفورد می گوید برای اطمینان بیشتر از درستی این روش تشخیصی به تکرار آن در ابعاد بزرگتر نیاز است ولی از رواج آن تا چند سال دیگر ابراز اطمینان کرده است. به گفته دکتر کوویک این روش به علت نیاز نداشتن به نمونه برداری بسیار کم خطرتر از روش های کنونی است. یکی از روش های تشخیصی کنونی برای بررسی احتمال ابتلای جنین به سندرم داون، آمنیوسنتز نام دارد که در آن از مایع آمنیوتیک داخل رحم زن باردار نمونه برداری می شود. آمار بیانگر بروز سقط جنین در یک درصد از زنانی است که این روش درباره آنها به اجرا گذاشته می شود. نمونه برداری از پرزهای پرده کوریون روش تشخیصی تهاجمی دیگری است که با خطر دو درصدی سقط جنین همراه است. این روش را می توان در هفته دهم بارداری به اجرا گذاشت در حالی که آمنیوسنتز از هفته پانردهم به بعد قابل اجراست. دکترکوویک می گوید روش جدید در فاصله کمتری از آغاز بارداری قابل اجرا است و به مادر فرصت بیشتری برای تصمیم گیری درباره بارداری خود می دهد.

Mother with son

http://www.beytoote.com/images/stories/baby/ba8.jpg

http://biocell.ir/wp-content/dl/2010/02/Down-1.jpg


http://catholicrestorationists.files.wordpress.com/2007/05/helenhavingfun.jpg

Karyotype with additional copy of chromosome 21


http://www.aftab.ir/articles/health_therapy/illness/images/f2a34d11230655f2c74b69efe9e68f7c.jpg

http://pandasthumb.org/archives/2009/02/01/dicentric.jpg

http://www.biolreprod.org/content/75/3/387/F1.large.jpg
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1391ساعت 15:20  توسط خانی  | 

جنین در رحم میخندد

جنین در رحم مادر می‌خندد و می‌گرید


جنین در رحم مادر می‌خندد و می‌گرید

بررسی‌ها نشان می‌دهد كه جنین در رحم مادر حركاتی را در چهره خود بروز می‌دهد كه می‌توان این حركات را به عنوان خنده و گریه جنین شناسایی كرد....


به گزارش سرویس بهداشت و درمان ایسنا، ‌نادجا ریس‌لند از كارشناسان دانشگاه دورهام در این مشاهدات خاطرنشان كرد: ما در این آزمایشات پیش از آنچه كه انتظار داشتیم، مشاهده كردیم. بیش‌تر می‌دانستیم كه جنین انسان در داخل رحم مادر پیش از تولد پلك می‌زند اما مشاهدات جدید از این هم فراتر رفته و نشان می‌دهد كه جنین حتی در رحم خنده و گریه می‌كند.

به گزارش روزنامه دیلی اكسپرس، این متخصصان با استفاده از دستگاه‌های فراصوتی از حركات چهره جنین در ماه‌های آخر بارداری تصاویر ویدئویی ضبط كردند. این تصاویر در هفته‌های 20، 24 و 36 بارداری تهیه و بررسی شدند. این متخصصان متوجه شدند كه با گذشت زمان و رسیدن به ماه‌های پایانی بارداری حركات چهره جنین به مراتب پیچیده‌تر می‌شود.

پروفسور بریان فرانسیس از متخصصان دانشگاه لانكستر در این باره گفت: این مطالعه برای اولین بار نشان می‌دهد كه در جنین‌های سالم رشد پیشرونده‌ای در حركات چهره اتفاق می‌افتد كه از حركات ساده به پیچیده تكامل می‌یابد. این بدین معنی است كه در ماه‌های پایانی حركات چهره جنین مربوط به گریه و خنده است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1391ساعت 15:17  توسط خانی  | 

سقط جنین

پیرزن ۷۵ ساله بوشهری سقط جنین کرد


پیرزن ۷۵ ساله بوشهری سقط جنین کرد

در اتفاقی نادر پیرزنی ۷۵ ساله در بوشهر سقط جنین کرد....

فریاد عدالت نوشت: در اتفاقی نادر پیرزنی ۷۵ ساله در بوشهر سقط جنین کرد.
این اتفاق در بیمارستان سلمان فارسی این شهر رخ داده است.
پزشک این بیمارستان با ابراز شگفتی از وقوع این رخداد شرایط جسمی و نوع زندگی این پیرزن را بی تأثیر در این اتفاق ندانسته و اظهار داشت: این جنین در ۳ ماهگی سقط شد.
وی افزود: نمی توان تقریبی برای این اتفاق نادر قرار داد و اعلام کنم مثلا در هر چند میلیون زن این اتفاق نادر رخ میدهد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1391ساعت 15:17  توسط خانی  | 

تولد نوزادی با سندرم نادر در بیمارستان ایزدی

خانم چهرقانی مسئول بخش نوزادان بیمارستان ایزدی:

"نوزادی با شکاف کام و آنورمالی گوش با تشخیص سندرم نادر تریچرکولین در تاریخ 17/9/1390 ساعت 17:05 بعد از ظهر با زایمان NVD (طبیعی) به دنیا آمد و در بدو پذیرش با دیسترس تنفسی بستری شد و تحت آنتی بیوتیک تراپی قرار گرفت. با وجود اینکه شکاف کام وسیعی داشت توسط مادر BF) breast feeding) می شد.

زمانی که مادر توانست کلیه ی مراقبت های نوزاد را انجام دهد در تاریخ 27/9/1390 مرخص گردید."

خانم دکتر صادقی مقدم متخصص کودکان و نوزادن در مورد این سندرم توضیح می دهند:

"یک بیماری(Treacher Collin syndrome) نادر مادرزادی با شیوع 1 در 50000 تولد زنده است. بطریقه اتوزومال غالب به ارث می رسد, البته نیمی از موارد به دلیل موتاسیون جدید اتفاق می افتد. این بیماری سبب مالفورماسیون هایی در سر و صورت می شود. علائم بیماری شامل هیپوپلازی یا آپلازی استخوان گونه, چانه ی کوچک, شکاف در پلک پایین, کشیدگی و انحنای شیار پلکی رو به سمت پایین, دهان بزرگ, مالنورماسیون گوش خارجی و کاهش شنوایی انتقالی.

علت بیماری حدود 90% موارد اختلال در ژن  روی کرومزوم 5 و در حدود 10% موارد اختلال در ژن های دیگری ست."

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1391ساعت 15:16  توسط خانی  | 

ژنتیک

لگوریتم ژنتیک - ادغام
بخشی از فرآیند تکامل در طبیعت بدین صورت است که کروموزوم هایی از والدین انتخاب شده و باهم ترکیب می شوند. ما نیز در مرحله انتخاب ، کرموزوم هایی را برای ترکیب به حوضچه ژنتیک منتقل کردیم. حال وقت آن رسیده است که کرموزوم هایی را از این حوضچه انتخاب کرده و باهم ادغام کنیم. به همین منظور در این بخش روش هایی را برای ادغام کرموزوم ها بررسی خواهیم کرد. توجه کنید که در برخی از مسائل و با توجه به روش کدگذاری کروموزوم ها ، عمل ادغام کرموزوم ها موجب نقض برخی از شرایط مسئله می گردد. بنابراین در چنین مواردی باید با استفاده از روش هایی که طراحی می کنیم به اصلاح کرموزوم ها بپردازیم.


Amini
ادغام تک نقطه ای این روش نقطه ای از کرومزوم را به تصادف انتخاب کرده و سپس به روش زیر دو کروموزوم فرزند تولید می کند. نقطه انتخاب شده را pivot می نامیم:
Amini

ادغام دو نقطه ای
این روش دو نقطه متفاوت از کرومزوم را به تصادف انتخاب کرده و سپس به روش زیر دو کروموزوم فرزند تولید می کند. نقطه انتخاب شده را pivot1 و pivot2 می نامیم :
Amini
ادغام چند نقطه ای
این روش که توسعه یافته روش دو نقطه ای است ، از 3 نقطه محوری یا بیشتر برای ادغام استفاده می کند.با این حال تجربه نشان داده است که ادغام چند نقطه ای از کارآیی کمتری نسبت به دو روش دیگر برخوردار است.

ادغام با استفاده از ماسک
فرض کنید ماسکی به اندازه کروموزوم وجود دارد که مقادیر هر خانه از ماسک می تواند 1 یا 2 باشد. در این روش ابتدا ماسکی را به تصادف ایجاد کرده و سپس به روش زیر یک فرزند تولید می کنیم :
    • هر خانه از ماسک که مقدار 1 داشته باشد ، مقدار ژن کروموزوم فرزند در خانه متناظر با آن از پدر اول گرفته می شود
    • هر خانه از ماسک که مقدار 2 داشته باشد ، مقدار ژن کروموزوم فرزند در خانه متناظر با آن از پدر دوم گرفته می شود

ادغام با نگهداری اولویت
مراحل زیر نحوه اعمال این روش ادغام را نشان می دهد :
    • لیستی به طول کرومزوم پدر که خانه های آن به طور تصادفی مقدار 1 یا 2 گرفته اند ، ایجاد می کنیم. این لیست را mask می نامیم
    • لیست خالی دیگری ایجاد می کنیم • خانه اول لیست mask را خوانده و با توجه به مقدار آن مقدار ژن را از پدر 1 یا پدر 2 انتخاب می کنیم. اگر مقدار خوانده شده 1 باشد ، مقدار ژن را از پدر 1 و اگر مقدار آن 2 باشد ، مقدار ژن را از پدر 2 انتخاب می کنیم.
    • هنگامی که ژنی از یک پدر انتخاب شد ، آن ژن را از هر دو پدر حذف کرده و به لیست child اضافه می کنیم
    • خانه اول لیست mask را حذف می کنیم
    • این عملیات را تا زمانی که لیست mask خالی نشده است تکرار می کنیم.

ادغام ترتیبی
در مسائلی همچون مسئله فروشنده دوره گرد که ترتیبی هستند ، از این روش ادغام می توانیم استفاده کنیم. روش کار بدین صورت است که دو نقطه متفاوت در کروموزوم انتخاب می کنیم. با انتخاب این دو نقطه ، کروموزوم را به سه قسمت چپ ، وسط و راست تقسیم می کنیم. حال از این دو کروموزوم دو فرزند ایجاد می کنیم :
    • فرزند 1 بخش های چپ و راست خود را از پدر 1 به ارث می برد.
    • بخش وسط فرزند 1 نیز از پدر 1 ارث برده خواهد شد. اما ترتیب ژن های بخش وسط که از پدر 1 به ارث می بریم ، با توجه به ترتیب آن ها در پدر 2 خواهد بود.
    • این عملیات را برای تولید فرزند2 و با استفاده از پدر 2 انجام می دهیم.

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1391ساعت 15:15  توسط خانی  | 

تصویری از اینده

ترجمه: پيروز پاليزي

از ميان ميليون‌ها احتمال ژنتيکي در جهان، فرزند شما با مجموعه بي‌همتايي از ژن‌ها متولد مي شود که از پدر و مادرش هديه گرفته است.

دانش پايه

در زمان لقاح، کروموزوم مادر و پدر براي شکل گيري جنس فرزند با هم مخلوط مي شوند. تخمک مادر هميشه کروموزوم (X کروموزوم جنس ماده) راحمل مي کند، ولي اسپرم مرد هم کرومزوم X وهم کرومزوم (Y کرومزوم جنس نر) را حمل مي کند و هنگام لقاح يکي از آنها را اهدا مي کند. بطور خلاصه، کروموزوم اهدايي از طرف پدر در مورد جنس نوزاد تصميم گيرنده است. (بنابراين زماني که مردي همسر خود را بدليل زايمان فرزند دختر سرزنش مي کند، در واقع اين خود اوست که بايد مورد سرزنش قرار گيرد).

در حقيقت تصورمرسوم نسبت 50/50 براي تولد بين دختران و پسران تصورغلطي است. درواقع نسبت تولد پسرها درسال نسبت به دخترها بيشتر است، چرا؟

براساس آمار گزارش شده در سال 2005، سازمان جهاني کنترل و پيشگيري از بيماري ها ، نوزادان پسر بيشتر مستعد پذيرش بيماري ها هستند و از تلفات بيشتري نيز برخوردار هستند. بنابرهمين گزارش، تولد بيشتر نوزاد پسر نسبت به دخترها ، احتمالا راه حل طبيعت براي برقراري توازن بين دختران و پسران در جهان است.

تخمک و اسپرم تعيين کننده جنس فرزند و همچنين دربرگيرنده تمامي ژن هاي مختلف تاثير گذاربرجنبه هاي ديگرمانند: وضع ظاهري، شخصيت و سلامت فرزند ما مي باشند. هر کدام از والدين 23 کرومزوم اهدا مي کند، که مجموعا 46 کرومزوم يا 23 جفت هستند. هر کرومزوم هزاران ژن را با خود حمل مي کند، که علت شباهت نوزاد با والدين را توضيح مي‌دهد، ضمن اينکه هرنوزاد ويژگي هاي متفاوت خود را نيز دارد.

تصويري از آينده

دکتر لوئيس بارتوشسکي متخصص علم ژنتيک در مرکز سلامتي کريستين در شهر نيوارک مي گويد: ده‌ها وشايد صدها ژن از والدين در شکل گيري نوزاد تاثير دارند و به احتمال بسيار ضعيفي فقط يک نوع از ژن (که گاهي اوقات ژن جهش يافته يا mutation است) مي تواند اثر بسيار مهمي داشته باشد. راه ساده اي براي دانستن شکل دقيق نوزاد وجود ندارد، او مي تواند شبيه مادر، پدر يا چيزي بين اين دو باشد.

محققين مي گويند: پيش بيني دقيق صفاتي مثل رنگ پوست، چشم، مو و بلندي قد کار بسيار پيچيده اي است. البته نوزادي که خويشاوندان پدري و مادريش چشم هاي قهوه اي رنگ دارند، به احتمال زياد رنگ چشم قهوه اي را به ارث مي برد، اما نوزادي که خويشاونداني با رنگ چشم هاي مختلف دارد مي تواند هر سايه اي از رنگ ها را داشته باشد. که نتيجه مخلوط شدن چندين ژن است. جداول مقايسه اي نيز براي اين کار جواب دقيقي نمي دهد. براي جستجو در نشانه هاي ارثي بايد به شجره خانواده مراجعه کرد و مشخصات ديده شده در چند نسل گذشته را بررسي کرد. چه کسي مي داند، شايد چشمان سبز مادر بزرگتان دوباره در فرزند شما ظاهر شود.

گاهي اوقات بنظر مي رسد نوزادي بدون هيچگونه شباهتي با والدين بدنيا مي آيد. اما زمانيکه يک کودک با موهاي قرمز در خانواده اي بدنيا مي آيد، که هيچگونه زمينه اي براي اين رنگ مو را در والدين نمي توان يافت، مقصرکيست؟ بنابر گفته هاي دکتر بارتوشسکي، ويژگي هاي بارز شخصيتي ممکن است از طريق جهش ژنتيکي آشکار شود .

توضيحات علمي، مثال هاي عملي

در اينجا بحث طبيعت در برابر طبيعت به ميان مي‌آيد. بعضي از ويژگي هاي شخصيتي به ژن ها مربوط مي شوند، در حاليکه موارد ديگر برگرفته از محيط اطراف مي باشد. عوامل محيطي مي توانند بر قد، وزن ، شکل ظاهري و شخصيت نوزاد تاثير گذار باشد ( ورزش، خواب خوب، غذاي سالم را جزو وظايف خود بدانيد و از هر نوع دود سيگار و غذاهاي آماده دوري کنيد).

والدين بايد مسئوليت تمامي رفتارهاي فرشته گونه يا خشن کودک خود را بر عهده بگيرند. والدين تاثير بسيار زيادي بر رفتار و تصميم گيري هاي نوزاد خود دارند، مخصوصا در سالهاي اول و قبل از اينکه نقش همسالانش نمايان شود. کوچولوها به والدين خود نگاه مي کنند و متوجه هر حرکت آنان هستند، برداشتن چيزي، روابط با خويشاوندان، راه هاي برقراري ارتباط با ديگران، برخورد با مشکلات ، عادات کاري و تمامي برداشت شما از دنياي خارج بطورعمومي، مثال هايي هستند که به کودکان منتقل مي شود.

ارزيابي خطرات

بارتوشسکي مي گويد: صدها اختلال در رابطه با تغييرات در يک ژن يا يک جفت ژن وجود دارد، اما هرکدام از آنان به ندرت رخ مي دهد. اگر شما در مورد تاريخچه يک بيماري ارثي در خانواده خود خبر داريد يا به قوميتي با خطرات مضاعف ژنتيکي تعلق داريد ويا سن شما بيش از 35 سال است، حتما بايد قبل از لقاح بدنبال مشاوره ژنتيکي باشيد.

اليزابت کيارني رئيس جمعيت ملي مشاوران ژنتيک امريکا مي گويد: مشاورين ژنتيک هم در علم ژنتيک و هم در امر مشاوره تعليم ديده اند. گاهي اوقات براي نشان دادن خطر بروز يک وضعيت ارثي در نوزاد، تاريخچه فاميلي کافي نيست و با اطلاع از شجره فاميلي يک زوج به آنها انجام آزمايشي را پيشنهاد مي کنند.

اگر والدين با قبول خطرات بيماري ژنتيکي مصمم به بچه دار شدن هستند، مي توانند روش لقاح آزمايشگاهي را انتخاب کنند، که در آنصورت مي توانند قدرت کنترل بر انتقال، يک بيماري خطرناک از طريق ژن ها به جنين را داشته باشند. روش هاي انتخابي ديگري نيز احتمالا وجود دارد.

فکر کردن به احتمالات و چيزهاي ناخوشآيند در اين دوران کار ساده اي است، اما بايد درمورد بارداري خود مثبت انديش باشيد. بهتر است آرامش خود را بخاطر نوزادتان حفظ کنيد ، به احتمال زياد او قوي و سالم با آينده اي روشن بدنيا خواهد آمد. زماني که به کوچولوي عزيزتان فکر مي کنيد، او زيباي خفته اي با ترکيبي از ژن هاي شما و همسرتان خواهد بود.

چند نفر از ما حقيقتا مي داند که بچه چگونه بوجود مي آيد؟

اسپرم وارد تخمک مي شود، اين داستان کوتاهي است که به کودک کنجکاو ده ساله مي گوئيم، اما واقعيت چيزي بيش از اين است. هر اسپرماتوزوم و تخمک شامل دستورات ژنتيکي بيشماري است و زماني که آنها به هم مي رسند، بسياري از شخصيت هاي آينده کودک در آن لحظه شکل مي گيرد. آموزش اين روند به ما امکان مي دهد تا بتوانيم در بروز توانايي هاي نوزادمان دخيل باشيم (بعلاوه اين مي تواند سرگرمي خوبي باشد).

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1391ساعت 15:13  توسط خانی  | 

کر.موزم چیست

کرومزوم چیست؟

واژه کروموزم به مفهوم جسم رنگی ، که در سال 1888 بوسیله والدیر بکار گرفته شد. هم اکنون این واژه برای نامیدن رشته‌های رنگ‌پذیر و قابل مشاهده با میکروسکوپهای نوری بکار می‌رود که از همانندسازی و نیز بهم پیچیدگی و تابیدگی هر رشته کروماتین اینترفازی در سلولهای یوکاریوتی تا رسیدن به ضخامت 1000 تا 1400 نانومتر ایجاد می‌شود. در پروکاریوتها نیز ماده ژنتیکی اغلب به حالت یک کروموزوم متراکم می‌شود. در برخی باکتریها علاوه بر کروموزوم اصلی که اغلب ژنها را شامل می‌شود کروموزوم کوچک دیگری که بطور معمول آن را پلاسمید می‌نامند، قابل تشخیص است گر چه تعداد کمی از ژنها بر روی پلاسمید قرار دارند.

اما از آنجا که در بیشتر موارد ژنهای مقاومت به آنتی بیوتیکها بر روی آن جایگزین شده‌اند، از نظر پایداری و بقای نسل باکتری اهمیت زیادی دارد. کروماتین در ساختمان کروموزوم به شکل لوپ دیده می‌شود. لوپها توسط پروتئینهای اتصالی به DNA که مناطق خاصی از DNA را تشخیص می‌دهند پابرجا می‌ماند. سپس مراحل پیچ خوردگی نهایتا نوارهایی را که در کروموزومهای متافازی دیده می‌شود ایجاد می‌کند. هر تیپ کروموزومی یک نوع نواربندی اختصاصی را در ارتباط با نوع رنگ آمیزی نشان می‌دهد. این رنگ آمیزیها منجر به مشخص شدن تعداد و خصوصیات کروموزومهای هر گونه از موجودات زنده می‌گردد. که این خصوصیات تعدادی و مورفولوژیک کروموزومها را کاریوتیپ می‌نامند.
مراحل تبدیل رشته کروماتین به کروموزوم

برای تبدیل یک رشته کروماتینی 10 تا 30 نانومتری به یک کروموزوم ، علاوه بر لزوم همانندسازی رشته کروماتین سطوح سازمان یافتگی‌ای را در نظر می‌گیرند که ضمن آن با دخالت H3 ، H1 و پروتئین‌های غیر هیستونی پیچیدگیها و تابیدگیهای رشته کروماتین افزایش می‌یابد، طول آن کم ، ضخامت و تراکمش زیاد می‌شود و به کروموزوم تبدیل می‌گردد. این سطوح سازمان یافتگی و اغلب به صورت رسیدن از رشته 10 تا 30 نانومتری به رشته 90 تا 100 نانومتری تشکیل رشته 30 تا 400 نانومتری و در مراحل بعد با افزایش پیچیدگیها و تابیدگیها ، ایجاد رشته 700 نانومتری و بالاخره تشکیل کروموزوم دارای دو کروماتید و با ضخامت تا 1400 نانومتر در نظر می‌گیرند.
منبع:مجله رشد

اولین مرحله پیچیدگی و تراکم رشته کروماتین برای تبدیل به کروموزوم با فسفریلاسیون شدید هیستونهای H3 ، H1 همراه است. پس از رها شدن DNA از اکتامر هیستونی ، با دخالت آنزیمهای مسئول همانندسازی ، پیوندهای هیدروژنی بین دو زنجیره گسسته می‌شود، هر زنجیره مکممل خود را می‌سازد و به تدریج با ادامه همانندسازی ، دو مولکول DNA بوجود می‌آید که در هر مولکول یک زنجیره قدیمی و زنجیره دیگر نوساخت است. بخشهای مختلف این دو مولکول DNA که نظیر همدیگر هستند به تدریج که همانندسازیشان پایان می‌پذیرد، با اکتامرهای هیستونی که نیمی از آنها اکتامرهای والدی و نیمی جدید هستند ترکیب می‌شوند.

بعد از تشکیل ساختمان نوکلئوزومی ، دو رشته کروماتین 10 نانومتری و سپس رشته‌های 30 نانومتری ایجاد می‌شوند. هر رشته کروماتین 30 نانومتر سطوح سازمان یافتگی را می‌گذارند، با مجموعه‌ای از پروتئینهای غیر هیستونی زمینه‌ای یا اسکلتی آمیخته می‌شود و به یک کروماتید تبدیل می‌شود. مجموعه دو کروماتید نظیر هم که از محل سانترومر بهم متصل‌اند کروموزوم متافازی را ایجاد می‌کنند.
اجزای ساختمانی کروموزوم

در متافاز که کروموزومها سازمان یافتگی بیشتری دارند، برای هر کروموزوم بخشهای زیر در نظر گرفته می‌شود.
کروماتید

کروماتید بخشی از کروموزوم متافازی است که نیمی از سراسر طول کروموزوم را می‌سازد. دو کروماتید هر کروموزوم از ناحیه سانترومر بهم متصل‌اند. هر کروماتید از ابر پیچیدگیهای رشته کروماتین و آمیختگی آن با پروتئینهای غیر هیستونی اسکلتی یا زمینه‌ای بوجود آمده است. دو کروماتید هر کروموزوم متافازی را که در حکم تصویر آینه‌ای یکدیگر هستند، کروماتیدهای خواهر یا کروماتیدهای نظیر می‌نامند.

در پروفاز و گاهی در اینترفاز ، کروموزوم به صورت رشته‌های بسیار نازکی است که آنها را کرومونما می‌نامند این رشته‌ها مراحل مقدماتی تراکم کروماتید را نشان می‌دهند. کروماتید و کرومونما ، نامی برای مشخص کردن دو ساختمان یکسان اما با دو درجه سازمان یافتگی است. کرومومر نیز از تجمع ماده کروماتینی به صورت دانه‌های کروی ایجاد می‌شود.
سانترومر

محل اتصال دو کروماتید خواهر هر کروموزوم متافازی را سانترومر نامند. سانترومر بخش نازکی از کروموزوم که جایگاه آنرا فرورفتگی اولیه نیز می‌نامند. ناحیه سانترومر ناحیه بسیار هتروکروماتینی است و بویژه در بخشهای کناری خود دارای ژنها یا ترتیب‌های نوکلوتیدی تکراری است. این بخشهای هتروکروماتین با رنگهای بازی شدت رنگ می‌گیرند. هر کروموزوم علاوه بر سانترومر اصلی ممکن است دارای سانترومر یا سانترومرهای فرعی در محل فشردگیهای ثانویه باشد. فشردگیهای ثانویه با داشتن پیچیدگیهای کمتر از فشردگی اولیه قابل تشخیص‌اند.
کینه توکور

طرفین سانترمر هر کروموزوم را دو بخش پروتئینی پیاله مانند و متراکم به اسم کینه توکور می‌پوشاند. هر کینه توکور دارای سه بخش بیرونی و میانی و درونی است. در ساختمان هر بخش پروتئینهای رشته‌ای با تراکم متفاوتی قابل تشخیص هستند بخش بیرونی متراکم و بخش میانی کم تراکم است. بخش درونی بطور فشرده‌ای با سانترومر اتصال دارد. کینه توکورها از مراکز سازماندهی میکروتوبولها و رشته‌های دوک میتوزی هستند.
تلومر

این اصطلاح برای بخشهای انتهایی کروماتید بکار گرفته می‌شود. تلومرها دارای ویژگیهای سلول شناسی خاصی هستند. در مگس سرکه ترتیب‌های DNAای تلومری که در انتهای همه کروموزومها وجود دارد جدا سازی و بررسی شده است. تلومرها انتهاهای مولکولهای طویل و خطی DNAای هستند که در هر کروماتید وجود دارد. از سوی دیگر وقتی کروموزومها بوسیله عواملی مثل پرتوهای X یا اثر آلکالوئیدها شکسته شوند، انتهاهای آزاد بدون تلومر آنها چسبنده می‌شود و با سایر کروموزومها ادغام می‌شود. علاوه بر نقشی که تلومرها در پایداری کروموزومها دارند، در برخی گونه‌ها به حالت مهیا و بعضی بین دو کروموزوم عمل کرده و نوک به نوک اتصال موقتی پیدا می‌کنند.
فرورفتگی ثانویه

یکی دیگر از ویژگیهای ریخت شناسی کروموزومها هستند که از نظر موقعیت و فواصلشان بر حسب گونه‌ها جای ثابتی دارند. وجود آنها از نظر تشخیص کروموزومها بویژه در یک مجموعه کروموزومی مفید است فرورفتگیهای ثانویه به دلیل عدم ایجاد انحرافهای زاویه‌دار در قطعات کروموزومی از فرورفتگیهای اولیه شناخته می‌شوند.
سازمان دهندگان هستکی

این نواحی فرورفتگیهای ثانویه‌ای هستند که دارای ژنهای رمزدار کننده RNAهای ریبوزومی جز rRNA5S می‌باشند و در تشکیل هستک دخالت دارند. پدیدار شدن فرورفتگی ثانویه به دلیل رونویسی بسیار فعال ژنهای rRNAای است که آنها را از فرورفتگی‌های اولیه مشخص می‌سازد. در انسان سازمان دهندگان هستکی در فرورفتگیهای ثانویه کروموزومهای 13 و 14 و 15 و 21 و22 قرار دارند که همه از کروموزمهای آکروسانتریک و دارای ماهواره هستند.
ماهواره

جسم کوچکی کروی است که از بقیه کروموزوم بوسیله یک فرورفتگی ثانویه جدا می‌شود. ماهواره و فرورفتگی ثانویه از نظر شکل و بزرگی برای هر کروموزوم ویژه ، ثابت هستند. ماهواره‌های کروموزومی بخشهایی از کروموزوم از دیدگاه ریخت شناسی هستند و نبایستی آنها را با ماهواره‌های DNAای که دارای ترتیب‌های DNAای بسیار تکراری می‌باشند اشتباه کرد.
انواع کروموزمها از نظر تعداد سانترومر

کروموزومها را از نظر تعداد سانترومرهایشان به کروموزمهای یک سانترومری ، دو سانترومری و چند سانترومری تقسیم می‌کنند وقتی تحت تاثیر عواملی مثل پرتوهای X کروموزمها خرد شوند و قطعاتشان ادغام شود، کروموزومهای به اصطلاح بدون سانترومر ایجاد می‌کنند. این کروموزومها هنگام تقسیم سلولی رفتار عادی مثل سایر کروموزومها را ندارند.
انواع کروموزوم از نظر محل سانترومر
کروموزمهای تلوسانتریک: سانترومر در یکی از دو انتهای کروموزومها قرار گرفته است.

کروموزومهای آکروسانتریک: سانترومر آنها نزدیک به یکی از دو انتهای کروموزوم قرار گرفته در نتیجه یکی از بازوها نسبتا به دیگری بسیار کوچک است از قطعات کروموزومی از محل قرار گرفتن سانترومر از بازوهای کروموزومی می‌نامند.

کروموزمهای متاسانتریک: سانترومر آنها در وسط کروموزوم قرار گرفته و در نتیجه بازوهای کروموزم هم اندازه هستند اکثر کروموزمها دارای یک سانترومر هستند. برخی گونه‌ها سانترومرهای بخش شده‌ای دارند در رشته‌های دوکی به تمامی طول کروموزوم متصلند این کروموزومها را هولوسانتریک گویند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1391ساعت 15:12  توسط خانی  | 

ژن ها در به وجود آوردن فرزند شما می گویند....

ژن ها دربوجود آوردن فرزند به شما می گویند

ژن ها دربوجود آوردن فرزند به شما می گویند

ببين كي اينجاست؟
ژن ها دربوجود آوردن فرزند به شما می گویند.

از میان میلیون ها احتمال ژنتیکی در جهان، فرزند شما با مجموعه بی همتایی که از پدر و مادرش هدیه گرفته، متولد می شود.
نوشته: جینی باتلر ترجمه: پيروز پاليزي

دانش پايه
در زمان لقاح، کرومزوم مادر و پدر برای شکل گیری جنس فرزند با هم مخلوط می شوند. تخمک مادر همیشه کرومزوم X (کرومزوم جنس ماده) راحمل می کند، ولی اسپرم مرد هم کرومزوم X وهم کرومزومY(کرومزوم جنس نر) را حمل می کند وهنگام لقاح یکی از آنها را اهدا می کند. بطور خلاصه، کرومزوم اهدایی از طرف پدر در مورد جنس نوزاد تصمیم گیرنده است. (بنابراین زمانی که مردی همسر خود را بدلیل زایمان فرزند دختر سرزنش می کند، در واقع این خود اوست که باید مورد سرزنش قرار گیرد).
در حقیقت تصورمرسوم نسبت 50/50 برای تولد بین دختران و پسران تصورغلطی است. درواقع نسبت تولد پسرها درسال نسبت به دخترها بیشتر است، چرا؟
براساس آمار گزارش شده در سال 2005، سازمان جهانی کنترل و جلوگیری از بیماری ها ، نوزادان پسر بیشتر مستعد پذیرش بیماری ها هستند و از تلفات بیشتری نیز برخوردار هستند. بنابرهمین گزارش، تولد بیشتر نوزاد پسر نسبت به دخترها ، احتمالا راه حل طبیعت برای برقراری توازن بین دختران و پسران در جهان است.
تخمک و اسپرم تعیین کننده جنس فرزند و همچنین دربرگیرنده تمامی ژن های مختلف تاثیر گذاربرجنبه های دیگرمانند: وضع ظاهری، شخصیت و سلامت فرزند ما می باشند. هر کدام از والدین 23 کرومزوم اهدا می کند، که مجموعا 46 کرومزوم یا 23 جفت هستند. هر کرومزوم هزاران ژن را با خود حمل می کند، که علت شباهت نوزاد با والدین را توضیح می دهد، ضمن اینکه هرنوزاد ویژگی های متفاوت خود را نیز دارد.
تصويري از آينده
درحالیکه وب سایت هایی مثل www.morphthing.com که در آن می توان از ادغام صورت پدر و مادر، صورت نوزادان بدنیا نیامده را ترسیم کرد، موجب سرگرمی است. اما نتیجه ادغام صورت پدر و مادر نمی تواند نشان دهنده صورت واقعی فرزند شما باشد. دکتر لوئیس بارتوشسکی متخصص علم ژنتیک در مرکز سلامتی کریستین در شهر نیوارک می گوید: ده ها وشاید صدها ژن از والدین در شکل گیری نوزاد تاثیر دارند و به احتمال بسیار ضعیفی فقط یک نوع از ژن (که گاهی اوقات ژن جهش یافته یا mutation است) می تواند اثر بسیار مهمی داشته باشد راه ساده ای برای دانستن شکل دقیق نوزاد وجود ندارد، او می تواند شبیه مادر، پدر یا چیزی بین این دو باشد.
محققین می گویند: پیش بینی دقیق صفاتی مثل رنگ پوست، چشم، مو و بلندی قد کار بسیار پیچیده ای است. البته نوزادی که خویشاوندان پدری و مادریش چشم های قهوه ای رنگ دارند، به احتمال زیاد رنگ چشم قهوه ای را به ارث می برد، اما نوزادی که خویشاوندانی با رنگ چشم های مختلف دارد می تواند هر سایه ای از رنگ ها را داشته باشد. که نتیجه مخلوط شدن چندین ژن است. جداول مقایسه ای نیز برای این کار جواب دقیقی نمی دهد. برای جستجو در نشانه های ارثی باید به شجره خانواده مراجعه کرد و مشخصات دیده شده در چند نسل گذشته را بررسی کرد. چه کسی می داند، شاید چشمان سبز مادر بزرگتان دوباره در فرزند شما ظاهر شود.
گاهی اوقات بنظر می رسد نوزادی بدون هیچگونه شباهتی با والدین بدنیا می آید. اما زمانیکه یک کودک با موهای قرمز در خانواده ای بدنیا می آید، که هیچگونه زمینه ای برای این رنگ مو را در والدین نمی توان یافت، مقصرکیست؟ بنابر گفته های دکتر بارتوشسکی، ویژگی های بارز شخصیتی ممکن است از طریق جهش ژنتیکی آشکار شود .

توضيحات علمي، مثال هاي عملي
در اینجا بحث طبیعت در برابر طبیعت به میان می آید. بعضی از ویژگی های شخصیتی به ژن ها مربوط می شوند، در حالیکه موارد دیگر برگرفته از محیط اطراف می باشد. عوامل محیطی می توانند بر قد، وزن ، شکل ظاهری و شخصیت نوزاد تاثیر گذار باشد ( ورزش، خواب خوب، غذای سالم را جزو وظایف خود بدانید و از هر نوع دود سیگار و غذاهای آماده دوری کنید).
والدین باید مسئولیت تمامی رفتارهای فرشته گونه یا خشن کودک خود را بر عهده بگیرند. والدین تاثیر بسیار زیادی بر رفتار و تصمیم گیری های نوزاد خود دارند، مخصوصا در سالهای اول و قبل از اینکه نقش همسالانش نمایان شود. کوچولوها به والدین خود نگاه می کنند و متوجه هر حرکت آنان هستند، برداشتن چیزی، روابط با خویشاوندان، راه های برقراری ارتباط با دیگران، برخورد با مشکلات ، عادات کاری و تمامی برداشت شما از دنیای خارج بطورعمومی، مثال هایی هستند که به کودکان منتقل می شود.


ارزيابي خطرات
بارتوشسکی می گوید: صدها اختلال در رابطه با تغییرات در یک ژن یا یک جفت ژن وجود دارد، اما هرکدام از آنان به ندرت رخ می دهد. اگر شما در مورد تاریخچه یک بیماری ارثی در خانواده خود خبر دارید یا به قومیتی با خطرات مضاعف ژنتیکی تعلق دارید ویا سن شما بیش از 35 سال است، حتما باید قبل از لقاح بدنبال مشاوره ژنتیکی باشید.
الیزابت کیارنی رئیس جمعیت ملی مشاوران ژنتیک امریکا می گوید: مشاورین ژنتیک هم در علم ژنتیک و هم در امر مشاوره تعلیم دیده اند. گاهی اوقات برای نشان دادن خطر بروز یک وضعیت ارثی در نوزاد، تاریخچه فامیلی کافی نیست و با اطلاع از شجره فامیلی یک زوج به آنها انجام آزمایشی را پیشنهاد می کنند.
اگر والدین با قبول خطرات بیماری ژنتیکی مصمم به بچه دار شدن هستند، می توانند روش لقاح آزمایشگاهی را انتخاب کنند، که در آنصورت می توانند قدرت کنترل بر انتقال، یک بیماری خطرناک از طریق ژن ها به جنین را داشته باشند. روش های انتخابی دیگری نیز احتمالا وجود دارد.
فکر کردن به احتمالات و چیزهای ناخوشآیند در این دوران کار ساده ای است، اما باید درمورد بارداری خود مثبت اندیش باشید. بهتر است آرامش خود را بخاطر نوزادتان حفظ کنید ، به احتمال زیاد او قوی و سالم با آینده ای روشن بدنیا خواهد آمد. زمانی که به کوچولوی عزیزتان فکر می کنید، او زیبای خفته ای با ترکیبی از ژن های شما و همسرتان خواهد بود.

چند نفر از ما حقیقتا می داند که بچه چگونه بوجود می آید؟
اسپرم وارد تخمک می شود، این داستان کوتاهی است که به کودک کنجکاو ده ساله می گوئیم، اما واقعیت چیزی بیش از این است. هر اسپرماتوزوم و تخمک شامل دستورات ژنتیکی بیشماری است و زمانی که آنها به هم می رسند، بسیاری از شخصیت های آینده کودک در آن لحظه شکل می گیرد. آموزش این روند به ما امکان می دهد تا بتوانیم در بروز توانایی های نوزادمان دخیل باشیم (بعلاوه این می تواند سرگرمی خوبی باشد).

بچه شما بیشتر شبیه به چه کسی است؟
20 در صد مادر
39 درصد پدر
32 درصد ترکیبی از پدر و مادر
2 درصد مادر بزرگ
3 درصد پدر بزرگ
2 در صد خویشاوندان دیگر
2 در صد هیچکدام از موارد ذکر شده

چرا بعضی از بچه ها بیشتر شبیه پدر تا مادرشان هستند؟ هیچ دلیل ژنتیکی برای این سوال وجود ندارد. اما اینکه چرا بچه بدون مو یا با چین و چروک های فراوان بدنیا می آید، احتمالا به مسائل ژنتیکی مربوط می شود.


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1391ساعت 15:12  توسط خانی  | 

سلام

سلااااااااااااااااااااااام.................خوبببببببببببببببببببب هسسسسسسسسسسسستین دوستتتتتتتتتان.........................باز اومدم اما این دفعه با وبلاگ زیست شناسی. ابتدا عرض سلام و ادب دارم به معلم عزیزم سرکار خانم معین الدینی-دبیر درس زیست شناسی و آز2 و از زحماتشون تشکر میکنم.  و به نوبه ی خودم این دهه ی محرم را به همه ی شما تسلیت عرض مینمایم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1391ساعت 22:38  توسط خانی  | 

حرفا خودمونی

امروز چهار شنبه به مورخ 24/8/91 سر کلاس زیست شناسی.ساعت اوله روز چهارشنبه کلاس سوم تجربی که من جزیی از اون کلاسم -زیست داریم . کلاس ما کلاسی آروم و درس خونه و...........من امروز وقتی سر کلاس نشسته بودم اونقدر درسما خونده بودم که قصد داوطلب رفتنا داشتم اما وقتی معلممان سرکار خانم معین الدین سر کلاس اومدن به همه گفتن که قراره امروز تشریح چشم گاوا ببینیم من راسیاتش دپرس شدم آخه میخواسم برم درس و جبرانه یکی از نمره بدما که تو این درس گرفتما بکنم اما..................بچه ها خوش حال بودن منم به خوشحالی دوسام خوشحال شدم..............خلاصه رفتیم کلاس دی تا شو برا دیدن تشریح . معلم مربوطه تشریح را به نمایش گذاشتن از طریق کامپیوتر و ما دانش آموزا هم گوش میدادیم و هم نکته برداری میکردیم بعد از تماشای تشریح من شروع به نوشتن تشریح چشم کردم اما این بار برا تشریحم وبلاگ درست کردم . تو وبلاگم مقدمه ای از ساختار و اجزای چشم گفتم و حتی به یکی از بیماری هاش که اسمش آب مروارید (کاتاراتک) اشاره کردم بعد تشریحما به صورت تصویر به نمایش آوردم و بعد خود تشریح...................................امیدوارم از وبلاگم خوشتون بیاد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1391ساعت 22:36  توسط خانی  | 

مشیمیه

مشیمیه یکی از لایه‌های ساختمان چشم است که بین صلبیه و شبکیه قرار گرفته است. این لایهٔ رنگ‌دانه‌دار حاوی مویرگ‌های فراوانی است که تغذیهٔ عنبیه و سلول‌های گیرندهٔ نور شبکیه را بر عهده دارد. مشیمیه در جلوی چشم بخش رنگین آن، یعنی عنبیه را به وجود می‌آورد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1391ساعت 21:36  توسط خانی  | 

صلبیه

صلبیه لایه‌ای محکم و سفید رنگ از بافت پیوندی است که تقریباً چهارپنجم مساحت کرهٔ چشم را می‌پوشاند. این لایه قطری بین ۱ تا ۲ میلی‌متر دارد و سفیدی چشم انسان را تشکیل می‌دهد (رنگ صلبیه در جانداران مختلف ممکن است متفاوت باشد). بافت محکم صلبیه فشار داخل چشم را نگاه می‌دارد و چشم را از ضربات احتمالی حفظ می‌کند. این پوشش در جلوی چشم شفاف است و قرنیه نام دارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1391ساعت 21:35  توسط خانی  | 

مردمک

مردمک سوراخی است که در وسط عنبیه چشم قرار دارد. مردمک ورودی مسیر نور به داخل چشم است. در بسیاری از جانوران (حتی تعداد کمی از ماهی‌ها) اندازهٔ مردمک توسط ماهیچه‌های موجود در عنبیه با توجه به شدت نور تنگ و گشاد می‌شود. این عمل در اثر تحریک اعصاب پاراسمپاتیک و سمپاتیک صورت می‌گیرد.

شکل مردمک در گونه‌های مختلف جانوران متفاوت است: دایره‌ای، هلالی،...

مردمک به رنگ سیاه دیده می‌شود؛ چرا که تقریباً همهٔ نوری که از آن عبور می‌کند توسط سلول‌های گیرندهٔ شبکیه جذب می‌شود. به هنگام عکاسی از چشم، مردمک چشم با سرعت کافی تنگ نمی‌شود؛ به همین دلیل شبکیه که بافتی پر از مویرگ‌های خونی است، به رنگ قرمز دیده می‌شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1391ساعت 21:27  توسط خانی  | 

عنبیه

عِنَبیه بخش رنگدانه‌دار چشم است. در فرمانروی جانوران تنها طنابداران عنبیه دارند.

عنبیه در پشت قرنیه قرار گرفته‌است. میانه عنبیه سوراخ است و این سوراخ مردمک نام دارد. عنبیه به شکل روزنه‌ای است که نور از آن‏ داخل چشم می‌گردد و این دریچه مقدار نور را تنظیم‏ می‌کند یعنی هر وقت که محیط روشن‏تر و پرنورتر باشد مردمک چشم تنگ‏تر می‌شود و برعکس، در نور کم گشادتر می‌شود تا نور کافی به داخل چشم نفوذ کند.

ماهیچه‌های موجود بافت عنبیه با انقباض و انبساط خود در برابر نور شدید یا کم، موجب تنگ و گشاد شدن مردمک می‌شوند. این عمل تحت اثر اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک صورت می‌گیرد.

عنبیه بخش جلویی پرده عضلانی عروقی و دنباله مشیمیه است که به طور عمودی در جلوی عدسی قرار می‌گیرد. عنبیه از لحاظ رنگ و شکل تغییر قابل توجهی حاصل کرده‌است یعنی از لحاظ شکل‏ مسطح و عمودی است و همین تغییر شکل موجب شده‌است که میان این قسمت مسطح و «قرنیه» فضایی بوجود آید که آن فضا از مایع مخصوص و شفافی بنام «زلالیه» مملو است.[۱]

عنبیه دارای دو سطح جلویی (قدامی) و پشتی (خلفی) است. سطح جلویی آن به طرف قرنیه بوده و کمی کوژ (محدب) است. سطح پشتی کمی کاو (مقعر) و کنار خارجی آن مجاور تنه مژگانی و قسمت مرکزی آن روی عدسی قرار دارد. این پرده فضای میان عدسی و قرنیه را به اتاق‌های جلویی و پشتی تقسیم می‌کند. اتاق‌های جلویی در جلوی عنبیه واقع شده و حد جلویی آن سطح پشتی قرنیه و حد عقبی آن سطح جلویی عنبیه و قسمتی از سطح جلویی عدسی است.

اتاق پشتی که در پشت عنبیه قرارگرفته حد جلویی آن سطح پشتی عنبیه و حد عقبی آن سطح جلویی عدسی است. عنبیه به ترتیب از قسمت‌های زیر ساخته شده‌است: ۱- لایه پوششی جلویی ۲- بافت ویژه عنبیه که دارای سلول‌های رنگین و رگ‌های خونی است ۳- ماهیچه تنگ‌کننده مردمک یا عضله حلقوی ۴- ماهیچه گشادکننده مردمک یا عضلات شعاعی ۵- لایه پوششی پشتی که دارای پیگمان‌های رنگی است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1391ساعت 21:19  توسط خانی  | 

قرنیه

ساختمان قرنیه

قرنیه (Cornea) بافتی است شفاف در جلوی چشم که در محل لیمبوس (حلقه دور قرنیه) به ملتحمه متصل می‌شود. قطر افقی آن 75/11 و قطر عمودی 6/15 میلیمتر است. ضخامت آن از مرکز به محیط افزایش می‌یابد. (65/0- 52/0) میلیمتر. قرنیه نوزاد بزرگ است و تا 2 سالگی به حد طبیعی می‌رسد. منابع تغذیه قرنیه ، عروق لیمبوس ، زلالیه و اشک است. قسمت سطحی قرنیه بیشتر اکسیژن خود را از اتمسفر می‌گیرد. ساختمان یکنواخت ، بی‌آب بودن و بی‌رگ بودن عوامل شفافیت قرنیه می‌باشد.



تصویر

عمل قرنیه

قرنیه قسمت شفاف و شیشه مانند جلوی چشم می‌باشد که مقطعی از یک کره یا یک جسم بیضوی منظم است که از ورای آن قسمت رنگی چشم یعنی عنبیه دیده می‌شود. در واقع رنگ چشم وابسته به عنبیه است که از فردی به فرد دیگر متفاوت می‌باشد و قرنیه کاملا شفاف است. نور پس از عبور از قرنیه و عدسی چشم به شبکیه می‌رسد تا در آنجا تصویر تشکیل گردد و پس از فعل و انفعالاتی، اطلاعات این تصویر بصورت امواج الکتریکی-عصبی به مغز منتقل گردد و فعل بینایی کامل گردد. هر گونه اختلالی که در این مسیر بروز نماید سبب کاهش بینایی می‌شود. قرنیه اولین عنصر در این مسیر می‌باشد و وجود یک قرنیه شفاف و با شکل هندسی منظم، لازمه اصلی بینایی است.

مقاومت قرنیه در برابر عفونتها

اپی تلیوم قرنیه ، سد موثری در برابر ورود میکروارگانیسم‌ها می‌باشد. ولی آسیب آن به علت بدون عروق بودن، ابتلاء به عفونت را تشدید می‌کند. باکتری استرپتوکوک پنومونیه می‌تواند باعث عفونت قرنیه شود ولی بقیه عوامل بیماریزا در افراد با نقص ایمنی عفونت قرنیه ایجاد می‌کنند.

بیماریهای قرنیه

دراثر بعضی از بیماریها و عفونتهای چشم، تروما (ضربه)، سوختگیهای شیمیایی و اعمال جراحی، قرنیه شفافیت خود را از دست می‌دهد و در سر راه عبور نور اختلال ایجاد می‌گردد. از این گروه می‌توان از عفونتهای میکربی قرنیه، تبخال چشمی، تراخم، دیستروفی‌های قرنیه (نوعی بیماری ارثی که سبب کدورت قرنیه می‌گردد) و پارگی قرنیه ناشی از ضربه را نام برد. در برخی دیگر از بیماریهای چشم و یا اعمال جراحی، قرنیه ممکن است شکل هندسی منظم خود را از دست بدهد و باز هم در انکسار طبیعی نور اختلال ایجاد می‌گردد. سردسته این گروه، بیماری قوز قرنیه یا کراتوکونوس (Keratoconus) می‌باشد.

علایم بیماری قرنیه

قرنیه دارای فیبرهای درد زیادی است، بنابراین اکثر ضایعات قرنیه باعث درد و فوتوفوبی یا ترس از نور (یعنی نور باعث ناراحتی چشم می‌شود) می‌شوند. همچنین اشک ریزش و بعضا ترشح چرکی در بیماریهای قرنیه دیده می‌شود. همچنین اکثر ضایعات قرنیه باعث تاری دید می‌شوند.

پیوند قرنیه

در عمل پیوند قرنیه (Corneal Transplant)، قرنیه بیمار با یک قرنیه سالم از چشم انسانی دیگر که فوت کرده، ‌تعویض می‌گردد. تهیه قرنیه توسط بانک چشم از افرادی که خود و یا بستگان آنها اجازه اهدای چشم پس از مرگ را داده‌اند، صورت می‌گیرد. بانک چشم معمولا بافت را در ساعات اولیه پس از مرگ، از بدن جدا ساخته و آن را برای انتقال به بیمارستان و یا کلینیک محل جراحی آماده می‌کند. در بانک چشم قبل از فرستادن بافت برای پیوند‌،یکسری آزمایشات انجام می‌گیرد تا از انتقال بیماریهایی مانند ایدز و هپاتیت جلوگیری گردد و همچنین از کیفیت بافت پیوندی اطمینان حاصل شود. عمل پیوند قرنیه شایعترین و موفقترین پیوند اعضاء در بدن انسان محسوب می‌گردد. چرا که قرنیه فاقد رگهای خونی می‌باشد و بنابراین شانس پس زدن پیوند در مقایسه با اعضای دیگر در حداقل است. البته نتیجه عمل پیوند قرنیه به بیماری اولیه وابسته است. برای مثال در افرادی که به علت قوز قرنیه پیوند شده‌اند میزان موفقیت عمل بسیار خوب و بالای 90 درصد است. در مواردی که پیوند قرنیه در بیماریهایی مانند تراخم انجام گرفته باشد یا فرد زمینه بیماریهای لبه پلک و یا اختلال لایه اشک را داشته باشد عمل پیوند با مشکلات عدیده‌ای روبرو خواهد بود.



تصویر

در هنگام عمل قسمت مرکزی قرنیه بیمار (7 تا 8 میلیمتر مرکز قرنیه) بصورت یک دایره بریده می‌شود و همین عمل روی قرنیه اهدایی نیز صورت می‌گیرد و سپس قرنیه اهدایی در محل قرنیه بیمار با کمک بخیه های بسیار ظریف دوخته می‌شود. عمل جراحی بصورت یک عمل سرپایی و تحت بیهوشی کامل و یا با بی‌حسی موضعی انجام می‌شود و بیمار پس از عمل می‌تواند بیمارستان را ترک کند. عمل پیوند قرنیه در مقایسه با دیگر اعمال جراحی چشم نیاز به مراقبت بیشتر و طولانی‌تری دارد. چرا که 6 ماه تا یکسال طول می‌کشد تا پیوند استحکام کافی پیدا کند. در این مدت با برداشتن بعضی از بخیه‌ها، آستیگماتیسم ناشی از عمل پیوند باید کنترل گردد. باید مراقبت گردد که عفونت، خشکی چشم، و پس زدن پیوند سبب از بین رفتن شفافیت نسوج پیوندی نگردد. چشم پیوندی باید در مقابل ضربه بخوبی حفاظت گردد چرا که استحکام چشم پیوند شده هیچگاه برابر با چشم سالم نخواهد شد. بطور طبیعی، برگشت دید بعد از پیوند نیز با تاخیر قابل توجه‌ای مواجه است. در ماههای اول پس از عمل، بعلت آستیگماتیسم زیادی که وجود دارد، بینایی کیفیت مناسبی نخواهد داشت.

بتدریج در طی چندین ماه پس از عمل با برداشتن تعدادی از بخیه‌ها یا همه آنها، آستیگماتیسم کاهش یافته و بینایی بهبود می‌یابد. باید دانست که حتی در اکثر پیوندهای موفق، هیچگاه آستیگماتیسم و شماره چشم بطور کامل اصلاح نمی‌گردد که فرد بی نیاز از عینک باشد. اما در اکثریت آنها شماره چشم و آستیگماتیسم در حدی خواهد بود که بیمار بتواند با عینکهای معمولی بینایی قابل قبولی داشته باشد. در مواردی هم بعد ازعمل ممکن است آستیگماتیسم هیچگاه در حد قابل قبول کاهش نیابد که در این صورت بیمار برای بهبود دید مجبور به استفاده از عینکهای با شماره بالا یا لنز تماسی خواهد بود. حتی در مواردی برای پایین آوردن شماره آستیگماتیسم بعد از عمل پیوند، نیاز به اعمال جراحی اضافی مانند برش قرنیه، لیزیک، و لازک می‌باشد. پیوند قرنیه نیز مانند همه اعمال جراحی می‌تواند عوارض ریز و درشتی را به همراه داشته باشد. ازمهمترین عوارض عمل جراحی پیوند قرنیه می‌توان از عفونت، پس زدن پیوند، نگرفتن پیوند، آستیگماتیسم‌های بالا، و نیاز به اعمال جراحی تکمیلی، نام برد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1391ساعت 21:9  توسط خانی  | 

آب مروارید (کاتاراکت)

آب مرواريد چيست؟
آب مرواريد عبارت است از كدر شدن عدسي چشم كه بصورت طبيعي شفاف است. مانند پنجره اي كه بخار آب آنرا تار كرده باشد، آب مرواريد نيز باعث تاري ديد ميشود. عقايد غلطي درباره آب مرواريد وجود دارد، اما بايد گفت كه آب مرواريد:

  • پرده اي بروي چشم نيست
  • بر اثر استفاده بيش از حد از چشم بوجود نمي آيد
  • سرطان نيست
  • از يك چشم به چشم ديگر سرايت نمي كند
  • سبب كوري قابل برگشت نمي شود

علائم شايع آب مرواريد عبارتند از:

  • تار شدن ديد چشم كه بدون درد است
  • حساسيت به نور
  • تغييرات مكرر نمره عينك
  • دو بيني در يك چشم
  • احتياج به نور بيشتر براي مطالعه
  • كاهش ديد در شب
  • محو شدن يا زرد شدن رنگها


ديد طبيعي


آب مرواريد ممكن است سبب تاري يا عدم وضوح ديد شود

مقدار و شكل كدر شدن عدسي متفاوت است. چنانچه كدر شدن عدسي نزديك مركز عدسي نباشد ممكن است شما از وجود آب مرواريد آگاه نباشيد.

علل آب مرواريد كدامند؟
شايعترين علت آب مرواريد افزايش سن است. ساير علل آن عبارتند از:

  • سابقه خانوادگي ابتلا به آب مرواريد
  • مشكلات طبي مانند بيماري قند (ديابت)
  • ضربه به چشم
  • مصرف طولاني داروها مانند كورتن
  • قرار گرفتن طولاني مدت و بدون محافظت در مقابل نور آفتاب
  • سابقه جراحي چشم

چگونه آب مرواريد تشخيص داده ميشود؟
معاينه دقيق توسط چشم پزشك ميتواند وجود و وسعت آب مرواريد، همچنين هر گونه مشكل ديگري كه باعث كاهش ديد يا ناراحتي مي شود را مشخص كند. ممكنست علل ديگري علاوه بر آب مرواريد بويژه مشكلات پرده شبكيه و يا عصب بينايي باعث كاهش ديد شود. چنانچه اين مشكلات وجود داشته باشد، بعد از عمل آب مرواريد ممكنست ديد كامل به دست نيايد. در صورتيكه اين مشكلات شديد باشد، حتي عمل آب مرواريد نيز ممكنست باعث بهبود ديد نشود. چشم پزشك ميتواند به شما بگويد كه چقدر احتمال دارد اين مشكلات در چشم شما وجود داشته باشد.

آب مرواريد با چه سرعتي ايجاد ميشود؟
سرعت ايجاد آب مرواريد نزد افراد مختلف فرق ميكند و حتي ممكنست بين دو چشم نيز متفاوت باشد. اغلب آب مرواريد هائي كه با افزايش سن ايجاد ميشوند در طي چند سال بتدريج بوجود مي آيند. ساير آب مرواريدها بخصوص در افراد جوان و يا در بيماران مبتلا به بيماري قند ممكنست بسرعت و در طي چند ماه باعث كاهش ديد شوند. بنابراين پيش بيني دقيق سرعت پيشرفت آب مرواريد امكانپذير نيست.

آب مرواريد چگونه درمان ميشود؟
تنها راه درمان آب مرواريد جراحي است. بهر حال چنانچه علائم آب مرواريد خفيف باشد تغيير نمره عينك ممكنست موقتا مشكلات شما را حل نمايد. هيچگونه دارو، روش تغذيه، ورزش يا وسائل نوري وجود ندارد كه باعث درمان يا جلوگيري از آب مرواريد شوند. دوري از نور خورشيد ممكن است به جلوگيري يا كند شدن پيشرفت آب مرواريد كمك كند. عينكهاي آفتابي كه نور ماورا بنفش را جذب مي كنند يا عينكهاي طبي با يك پوشش ضد اشعه ماورا بنفش باعث حفاظت چشم مي شوند.

چه موقع بايستي جراحي انجام شود؟
هنگاميكه آب مرواريد بحدي باعث كاهش ديد شود كه مانع انجام فعاليتهاي روزانه بشود. اين عقيده كه آب مرواريد بايستي جهت عمل "رسيده" باشد درست نيست.
وقتي كه آب مرواريد ايجاد مي شود عدسي چشم ضخيم و كدر مي گردد. نور نمي تواند از آن به آساني عبور كند و به اين ترتيب باعث تاري ديد مي شود.
جراحي آب مرواريد هنگاميكه نيازهاي بينايي شما آن را ايجاب كند مي تواند انجام شود. شما بايد ببينيد كه آيا ديد شما در حدي است كه بدون هيچ ناراحتي كارتان را انجام دهيد يا خير؟ بدون خطر رانندگي كنيد؟ آيا مي توانيد براحتي بخوانيد و تلويزيون تماشا كنيد؟ آيا شما مي توانيد فعاليتهاي روزانه مثل پخت و پز، خريد، كارهاي منزل، خوردن داروهايتان را بدون مشكل انجام دهيد.
بر اساس مشكلاتتان، شما و چشم پزشكتان مي توانيد با هم تصميم بگيريد كه چه موقع جراحي لازم است.

انتظار شما از عمل آب مرواريد چه بايد باشد؟
سالانه بيش از دهها ميليون عمل آب مرواريد در كشورهاي پيشرفته جهان انجام مي شود كه حدود 95% اين عمل ها بدون عارضه است. در كشور ما نيز سالانه بيش از 100,000 عمل آب مرواريد با بهره گيري از روشهاي مختلف انجام مي شود.
در طي عمل آب مرواريد كه معمولاً با بي حسي موضعي انجام مي شود، عدسي كدر از داخل چشم بيرون آورده مي شود. در اغلب موارد بجاي عدسي طبيعي يك عدسي يا لنز داخل چشمي دائمي قرار داده مي شود. اين لنز براي هميشه در چشم شما باقي مي ماند و خراب يا فاسد نمي شود. چشم پزشك اين جراحي ظريف را با ميكروسكوپ و وسائل ظريف و تكنولوژي مدرن انجام مي دهد. گذاشتن يا پيوند عدسي مصنوعي توسط جراح ورزيده عوارض بيشتري را به بيمار تحميل نخواهد كرد بلكه باعث مي شود ديد بيمار بعد از عمل بسيار خوب باشد و به عينكهاي ضخيم و سنگين كه مشكلات فراواني ايجاد مي كنند نيازي نباشد.
در نزديك به يك پنجم بيمارانيكه عمل آب مرواريد مي شوند كپسول طبيعي كه نگهدارنده عدسي داخل چشمي است كدر مي شود و جراحي ليزر براي باز كردن اين كپسول كدر شده لازم است تا ديد مجدداً بهبود يابد.
بعد از عمل آب مرواريد شما مي توانيد تمامي كارهاي خود بجز فعاليتهاي سنگين را انجام دهيد. شما بايستي قطره هاي تجويز شده توسط جراح را بدرستي و در موقع مقرر استفاده كنيد. چندين ويزيت بعد از عمل براي كنترل كردن وضعيت بهبود چشم شما لازم است.
جراحي آب مرواريد يك عمل بسيار موفقيت آميز است. در بيش از 90% موارد ديد بهبود مي يابد مگر اينكه مشكلي در قرنيه، پرده چشم يا عصب چشم شما وجود داشته باشد. مهم است بدانيد كه ممكنست عوارض در طي عمل جراحي يا بعد از آن پيش بيايد كه باعث كاهش ديد شود.

نتيجه
آب مرواريد علت شايع كاهش ديد بخصوص در افراد مسن است اما قابل درمان مي باشد. چشم پزشك علاوه بر اينكه مي تواند به شما بگويد كه آيا كاهش ديد شما ناشي از آب مرواريد است و يا علت ديگري دارد. در تصميم گيري در مورد عمل جراحي نيز به شما كمك مي كند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1391ساعت 21:5  توسط خانی  | 

تشریح چشم انسان

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1391ساعت 21:0  توسط خانی  | 

تشریح چشم به تصویر

1. Cut the fat around the eye

1. Cut the fat around the eye

2. Puncture the cornea with scissors or a scalpel, aqueous liquid should leak out. The cornea is pinned here.

cornea, pinned

3. Cut the eye into a front and a back half.

4. Open the eye. The gelatinous fluid is the vitreous humor.

The vitreous humor is liquid to gelatin in texture, here a student is removing it with a scalpel.

vitreous humor

5. Separate the parts of the eye. The lens is the hard, sphere-shaped structure sitting on (or in) the vitreous humor.

eye parts

6. These eye parts are separated so that you can clearly see the main structures.

This student has carefully removed the iris, which can be difficult to get out in one piece. The hole in the center of the iris is the pupil.

retina

7. On the back of the eye, the thin layer of cells of the retina is being removed. The spot where they remain attached is the optic disk, which connects the retina to the optic nerve.

retina

8. The tapetum is clearly visible with the retina removed. It is blue and shiney and will reflect light. This helps a cow to see in the dark.

eye structures

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1391ساعت 20:53  توسط خانی  | 

آشنایی با ساختار چشم

چشم :

3 كار آمدترين حواس انسان در مقايسه با سايرحواس

3اندام بينايي وداراي گيرنده هاي نوري (سلول هاي استوانه اي ومخروطي )

3انسان به كمك چشم ها قادربه ديدن رنگ ها ، تشخيص فاصله ها و تميز جزئيات اشيا و حركات ظريف مي باشد .

3ساختاركره ي چشم ازخارج به داخل به ترتيب عبارتند از : صلبيه ،مشيميه وشبكيه .

I- صلبيه:

ويژگي : ضخيم و سفيدرنگ  ازبافت پيوندي محكم(رشته اي)

وظيفه:حفاظت كره چشم

? اين پوشش در جلوي چشم شفاف است و قرنيه نام دارد.(منشاء قرنيه لايه صلبيه چشم است)

II- مشيميه:

 ويژگي: لايه اي نازك و رنگدانه دار

وظيفه:

1.تغذيه چشم  بوسيله عروق خوني

2.تاريك كردن فضاي درون چشم توسط سلول هاي پوششي ملانين دار خود(تشكيل اتاق تاريك)

   به علت داشتن ملانین نور را جذب و مانع از انعکاس آن می شود

?مشيميه در قسمت جلو چشم مقابل عدسي بخش رنگين آن يعني عنبيه را به وجود مي آورد.

در وسط عنبيه سوراخ مردمك قرار داردو ماهيچه هاي موجود درعنبيه باعث تنگ و گشاد شدن آن مي شوند.اين عمل در اثر تحريك اعصاب خودمختار انجام مي شود.

3تحريك اعصاب سمپاتيك باعث انقباض عضلات شعاعي ودر نتيجه افزايش قطر مردمك مي شود

3تحريك اعصاب پارا سمپاتيك باعث انقباض عضلات حلقوي ودر نتيجه كاهش قطر مردمك مي شود

?مردمك ميزان نور ورودي به چشم را كنترل مي نمايد.

?رنگ چشم افراد مربوط به عنبيه آنهاست.

? مشيميه علاوه بر ايجاد عنبيه ،ماهيچه هاي مژكي را هم در چشم بوجود مي آورد كه اين ماهيچه ها از نوع صاف بوده وباعث نگه داشتن عدسي در جاي خود وتغييرتحدب عدسي(عمل تطابق) مي شود.

III- شبكيه:

ويژگي: داخلي ترين، حساس ترين لايه ، داراي لايه رنگي و بسيارنازك و داراي گيرنده هاي نوري و نورون

?گيرنده هاي نوري شبكيه بر دو نوع اند:

1- سلول هاي مخروطي :تعدادكم ،تحريك درنورقوي،ديد رنگي وجزئيات ظريف اشيا (تصاوير دقيق )

2-  سلول هاي استوانه اي: تعداد زياد، تحريك در نورضعيف، ديد كلي سياه وسفيد وديد شبانه

3گيرنده هاي نوري  انرژي نوراني را به پيام هاي عصبي تبديل مي كنند واين پيام ها به وسيله ي عصب بينايي به مغز فرستاده مي شود.مغز مي تواند اين پيام هارا تفسير كند.

وظيفه: تشكيل تصوير روي آن

نقطه كور:

- محل خروج عصب بينايي از شبكيه را گويند.

- فاقد گيرنده هاي نوري

لكه زرد:

بخشي ازشبكيه كه در امتداد محور نوري كره ي چشم قرار داردودر دقت و تيز بيني چشم اهميت دارد پس داراي سلول هاي مخروطي زياد واستوانه اي كم است .

نقاط شفاف چشم:

  i- قرنيه:

  ويژگي:  فاقد رگ خوني ،تغذيه ازطريق انتشار توسط زلاليه ، از بافت پيوندي رشته اي،

  نقش : دخالت در همگرايي نور

   ii- عدسي:

   ويژگي: محدب الطرفين ، توانايي تغيير تحدب ، داراي پرده اي به نام كپسول در اطراف خود ،

   نقش :  دخالت در همگرايي نور

    iii- زلاليه:

   ويژگي :

 مايع شفاف ، مشتق از پلاسماي خون كه از مويرگ هاي جسم مژگاني ترشح مي شود وازراه مجراي  اشلم به سياهرگ هاي چشم مي ريزد.

    نقش: تغذيه قرنيه وعدسي وجمع آوري موادزائد ودفع آن ها

    مكان: فضاي جلوي عدسي چشم (فضاي بين عدسي وقرنيه)

     iiii-  زجاجيه:

   ويژگي : ماده شفاف ژله اي

   نقش: حفظ شكل كروي چشم

   مكان: فضاي پشت عدسي چشم(فضاي بزرگ)

  مسير نور درچشم:

  قرنیه 77 زلالیه 77 مردمک 77 عدسی77زجاجیه 77 شبکیه  77ايجاد پيام عصبي 77 انتقال  توسط عصب بينايي 77 تالاموس 77 لوب پس سري

?نور وقتی از محیطی وارد محیطی با چگالی متفاوت می شود شکست پیدا می کند نور در مسیر خود تا شبکیه چهار بار شکست پیدا می کند.

1- نور از هوا وارد قرنیه می شود.2- از قرنیه وارد زلالیه می شود.3- از زلالیه وارد عدسی می شود.4- از عدسی وارد زجاجیه می شود.

? نور با گذشتن از قرنيه به علت انحناي آن همگرايي پيدا مي كند .از سوراخ مردمك عبور و به عدسي برخورد مي كند.عدسي˛نور را روي شبكيه متمركز مي كند .و تصوير تشكيل شده روي شبكيه معكوس وكوچكتر مي باشد.

تطابق:

يعني : تغییر قطر عدسی چشم با استفاده از ماهیچه های مژکی تا تصوير در هرحالت روي شبكيه  تشكيل شود

- هنگام ديدن اجسام دور قطر عدسی کم و ماهیچه های مژکی در حال استراحت

- هنگام ديدن اجسام نزديك قطر عدسی زياد(عدسي كروي تر و قطورتر) و ماهیچه های مژکی در حال انقباض

?دربسياري ازماهي ها عدسي غيرقابل انعطاف بوده وتوسط ماهيچه هايي به جلو وعقب حركت ميكند ونور را روي شبكيه متمركز مي كند

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1391ساعت 20:47  توسط خانی  | 

تشریح چشم

عنوان آزمايش: تشريح چشم

هدف آزمايش:بررسي وتشريح چشم گاو

وسايل آزمايش:1- چشم گاو  2- وسايل تشريح

شرح آزمايش:

آماده سازی چشم گاو

برای آنکه چشم پستانداران را بهتر مطالعه و بررسی کنیم ابتدا چشم تازه گاو را به مدت چند روز در محلول فرم آلدهید با غلظت های متفاوت قرار می دهیم.برای این کار بهتر است ابتدا چشم را به مدت ۲ روز در فرم آلدهید ۱۰٪ قرار دهیم تا کاملا سفت شود و به شکل طبیعی خود باقی بماند آنگاه می توان آن را تا هنگام مصرف برای مدت طولانی در فرم آلدهید ۵٪ قرار داد سپس یک روزپیش از مطالعه و تشریح چشم آنگاه آن را در محلول ۲٪ فرم آلدهید قرار می دهیم تا به تدریج نرم و انعطاف پذیر شود آنگاه چند ساعت پیش از آغاز کار آزمایشگاه باید آن را در آب معمولی قرار دهیم تا ضمن نرم شدن بوی تند وآزار دهنده فرم آلدهید برطرف شود

الف:مطالعه بخش هاي خارجي چشم گاو

شناسائي چشم راست و چپ گاو:اگر چشمي را كه در دست داريد. داراي غده اشكي وبافت هاي چربي باشد تشخيص چپ و راست بودن آن را براحتي صورت مي گيرد زيرا:

الف: غده اشكي همواره در بالا و متمايل به سمت خارج چشم است

ب:ب قاياي پلك سوم به صورت پرده نسبتاً بزرگي به سمت داخل وكمي متمايل به پايين قرار گرفته است

ج: در قرنيه چشم گاو كه تخم مرغي شكل است همواره جهتي كه داراي زاويه كمتر است به سمت خارج وجهت ديگر كه داراي زاويه بزرگتري است به سمت داخل قرار دارد .

شكل چشم راست گاو

حال اگر كليه ضمايم خارجي چشم مانند غدد اشكي، باقيمانده پلك سوم ، بافت چربي وماهيچه هاي حركت دهنده كره چشم كاملاً از روي آن پاك شده باشند مي توان چشم چپ يا راست را به طريق زير تشخيص داد:

الف: عصب بينايي هميشه از پايين قطر جلويي عقبي چشم خارج مي شود.بنابراين اگر قطر كره چشم در بالاي عصب بينايي باشد چشم در حالت معمولي قرار دارد.

ب: در قرنيه چشم گاو هميشه جهتي كه زاويه كوچكتردارد به سمت خارج وجهتي كه زاويه بزرگتر دارد به سمت داخل(بطرف بيني)است

تشخيص ماهيچه هاي حركت دهنده كره چشم:

چشمي كه در اختيار شما قرار مي گيرد داراي غده اشكي، باقيمانده پلك سوم ، ونيز مقداري زيادي چربي در اطراف است بطوري كه ماهيچه هاي حركت دهنده كره چشم قابل تشخيص نيستند.براي پيدا كردن ماهيچه ها بايد علاوه بر غده اشكي وباقيمانده پلك سوم با دقت چربي هاي اطراف ماهيچه ها را مشخص وجدا كرد.معمولا تشخيص ماهيچه ها از چربي ها هم از طريق شكل بافت ماهيچه اي در مقايسه با بافت چربي وهم از رنگ صورتي ماهيچه ها نسبت به رنگ سفيد چربي ها ميسر است.پس از تمييز كردن چشم ماهيچه هاي زير قابل تشخيص اند:

۱.مستقيم خارجي،كه كره چشم را به سمت خارج مي گرداند

۲. مستقيم داخلي كه كره چشم را به سمت داخل مي گرداند.انقباض ماهيچه خارجي هر چشم بامستقيم داخلي چشم ديگرهمزمان صورت مي گيرد در نتيجه هردو چشم به يك سمت حركت مي كنند

۳.مستقيم بالايي: كره چشم را به سمت بالا مي گرداند.

۴.مستقيم پاييني: كره چشم را به سمت پايين مي گرداند.

۵.مورب بزرگ(يا مايل بالايي) كه از حلقه هاي غضروفي مي گذرد وچشم راست را در جهت حركت عقربه هاي ساعت وچشم چپ را در جهت مخالف آن مي چرخاند

۶. مورب كوچك(يا مايل پاييني) كه كره چشم را در جهت عكس حركت مورب بزرگ حركت مي دهد.

۷.ماهيچه هاي عقب برنده كره چشم كه دور تادور عصب بينايي قرار دارند ودر موقع لازم كره چشم را كمي عقب مي برند

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1391ساعت 20:45  توسط خانی  | 

مراحل تشریح چشم:                                                                 

قبل از تشریح ،چشم باید به مدت دو روز در محلول فرمالدئید 5درصد قرار گیرد تا بهتر بتوان آنرا تشریح کرد.تمام ماهیه ها و چربی های دور چشم را با قیچی قطع می کنیم به   طوری که فقط عصب بینایی باقی بماند.                                                                 

 


آنگاه به مرکز عصب بینایی و به شعاع یک سانتی متر دایره فرضی در پشت چشم رسم می کنیم. با نوک قیچی سوراخی برروی یک نقطه می بریم.بنابراین قسمت عقب کره ی چشم همراه عصب بیناییجدا می شود.حال سه پرده ی صلبیه،مشیمیه و شبکیه را می بینیم،همچنین میتوانیم نقطه کور راتشخیص دهیم.                                                                      

اگر از قسمت پشت به کره ی چشم نگاه کنیم سوراخی در پشت عدسی دیده می شود که همان مردمک است. دو ماده از چشم خارج می شود که یکی از آنها که  ژله ای است زجاجیه  ودیگری که مایع است زلالیه می باشد.با خروج این مواد میتوانیم اجسام مژکی و عدسی چشم را ببینیم.                                                                                                       

در ادامه برش،بخش جلویی کره ی چشم را می بینیم.برای این کار از پشت، عمود بر مردمک چشم از دو طرف ،کره چشم را تا قرنیه برش می دهیم. چشم را در تشتک تشریح قرار داده و به کمک اسکالپل عدسی را نیز در امتداد برش عمود بر سورا خ مردمک نصف میکنیم و این بر ش را تا قرنیه ادامه می دهیم ؛تا نیم رخ جلویی چشم بدست آید.              

در این حالت وضعیت و شکل عدسی ،نبیه، مردمک،قرنیه و اتاقک جلوی چشم را بهتر می بینیم.زیر شبکیه و پشت کره چشم بخش براق سبز _آبی  قرار دارد که نوررا از پشت چشم منعکس میکند.                                                                                                  

عدسی خود از سه بخش: کپسول عدسی،بافت پوششی زیر کپسول و جسم عدسی تشکیل شده است. و نقطه کور محلی است که در آن گیرنده های نوری وجود ندارد.  

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1391ساعت 20:37  توسط خانی  | 

تشخیص چشم راست و چپ گاو

مطالعه بخش هاي خارجي چشم گاو

شناسایی چشم راست وچپ گاو:اگر چشمي را كه در دست داريد. داراي غده اشكي وبافت هاي چربي باشد تشخيص چپ وراست بودن آن را براحتي صورت مي گيرد زيرا:

الف:غده اشكي همواره در بالا ومتمايل به سمت خارج چشم است

ب:بقاياي پلك سوم به صورت پرده نسبتاً بزرگي به سمت داخل وكمي متمايل به پايين قرار گرفته است

ج:در قرنيه چشم گاو كه تخم مرغي شكل است همواره جهتي كه داراي زاويه كمتر است به سمت خارج وجهت ديگر كه داراي زاويه بزرگتري است به سمت داخل قرار دارد .

شكل چشم راست گاو:

 حال اگر كليه ضمايم خارجي چشم مانند غدد اشكي، باقيمانده پلك سوم ، بافت چربي وماهيچه هاي حركت دهنده كره چشم كاملاً از روي آن پاك شده باشند مي توان چشم چپ يا راست را به طريق زير تشخيص داد:

الف: عصب بينايي هميشه از پايين قطر جلويي  عقبي چشم خارج مي شود.بنابراين اگر قطر كره چشم در بالاي عصب بينايي باشد چشم در حالت معمولي قرار دارد.

ب: در قرنيه چشم گاو هميشه جهتي كه زاويه كوچكتردارد به سمت خارج وجهتي كه زاويه بزرگتر دارد به سمت داخل(بطرف بيني)است

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1391ساعت 20:15  توسط خانی  | 

****صلوات را خدا گفت بر شان مصطفی گفت جبرییل بار ها گفت صل علی محمد صلوات بر محمد ****تمام
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1391ساعت 19:56  توسط خانی  |